تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى ' ره '" ) ( فارسى ) " — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
و اينكه لعنت پيامبر بر معاويه سبب تطهير او مىشود . مطلب ديگر نيز روايتى در صحيح مسلم بود ، كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « انتم اعلم بامور دنياكم منّى » شما در امور دنيائى از من داناتريد ، اين هم براى من قابل قبول نبود در همان صحيح مسلم . نقل شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله از كنار باغ‌هاى مدينه رد مىشدند ، ديدند كه دارند گَرده‌افشانى خرما مىكنند حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند : اين چه كاريست كه انجام مىدهيد ؟ اين عمل را انجام ندهيد خرمايتان بهتر مىشود ، آنها هم گَرده‌افشانى نكردند . خرمايشان خراب شد ، آمدند خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله ماجرا را گفتند ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند : « أنتم أعلمُ بأمور دنياكم منّى » . اين روايت خيلى مرا تكان داد چون معنايش همان است كه اروپائىها مىگويند اسلام كارش با آخرت است و با دنيا كارى ندارد ، قرار شد اين احاديث را جمع‌آورى كنم ؛ اما اين گونه احاديث براى من قابل قبول نيست و براى آنها پرونده سازى كردم ، يك پرونده احاديث ابوهريره ، يك پرونده احاديث عايشه ، يك پرونده احاديث انس بن مالك ، يك پرونده احاديثى است كه راوى آن مجهول است . نام اين پرونده‌ها را قفس الاتهام گذاشتم ( اين پرونده‌ها متهم هستند و بايد محاكمه شوند ) . در اين پرونده آمده بود ، كه يك يهودى به نام عبد اللّه بن سباء از يمن به مدينه آمد و دو عقيده را در مسلمان‌ها رواج داد . يكى وصايت حضرت على عليه السلام و ديگرى مسأله رجعت و سلمان و ابوذر و حجر بن عدى و مالك اشتر و بزرگان صحابه را فريب داد ؛ امّا حضرت على عليه‌السلامخبر نداشت ، اين قابل قبول نبود كه نسبت به شخصى اعتقادى پيدا كنند و خود شخص بى خبر باشد ( يعنى مردم معتقد به وصى بودن حضرت على عليه السلام باشند ولى خود حضرت عليه السلام بى خبر باشد ) و نوشته بودند اين شخص ( عبد اللّه بن سباء ) به شام رفت و مردم شام را عليه معاويه تحريك كرد ، به مصر رفت و مردم مصر را عليه حاكم مصر تحريك كرد ، به كوفه رفت و مردم كوفه را عليه وليد تحريك كرد ، بعد به بصره رفت و مردم آن ديار را عليه والى بصره تحريك كرد ، به مدينه آمد و مردم مدينه را عليه عثمان تحريك كرد تا اينكه آنها عثمان را كشتند ،
مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى ' ره '" ) ( فارسى ) " — صفحة 158 | محمد باقر اديبى لاريجانى