حضرت استاد در كنار تمامى اشتغالات فرهنگى و سياسى و اجتماعى ، چه در عراق و چه در ايران به تحقيق و تأليف كتابهاى گوناگون در راستاى هدايت جامعه مشغول بودند . حاصل اين تحقيقات علمى ، دگرگونى و هموار نمودن راههاى شناخت معارف اسلامى بود و نگاههاى محققين و تشنگان حقيقت را متوجه مكتب اهل بيت عليهمالسلام نمود .
حضرت استاد در اين زمينه مىفرمايند :
« هر تحقيقى براى نگارش يك تاريخ صحيح از صدر اسلام ( يعنى از آغاز دعوت تا پايان عصر ائمه ) و به خصوص شكلگيرى تشيّع و مكتب اهل بيت عليهمالسلام به يك گردنهاى از احاديث و روايات مشهور و مقبول در نزد قاطبه مسلمانها و مورخان و سيرهنويسان و محدّثان مىرسيد كه اين روايات از نظر من اعتبار و علميّت و استناد لازم را نداشتند و از يك دستِ تحريفگر در تاريخ اسلام خبر مىدادند ، دستى كه مكتب اهل بيت عليهمالسلام را به حاشيه رانده بود ، پردهبردارى از اين واقعيت بناهاى رفيعى را كه برخى مورّخان بزرگ اهل سنّت ، نظير طبرى برافراشته بودند متزلزل كرد . . . .
اينجا بود كه به حمد اللّه زحماتم نتيجه داد و نگاهها را متوجه مكتب اهل بيت عليهمالسلام و حوزه شيعه كرد ، كتابهائى از قبيل عبد اللّه بن سباء ، صد و پنجاه صحابى ساختگى ، احاديث عايشه ، بارها در قاهره و بيروت با اجازه و بدون اجازه من چاپ شدند ، علماء و اساتيد اهل سنّت بر آنها مقدّمه يا نقد نوشتند و به زبانهاى مختلف هم ترجمه شدند و تصوّر مىكنم به خواست خدا تأثيرى بر جريان تفكر اسلامى داشتهاند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . مجله علوم حديث ، شماره 20 ، ص 89 - 88 ، گفتگو با علّامه عسكرى با تلخيص و تصرّف .