او پس از آن بيست و هفت نفر از خلفاى عباسى تا عصر خود را بر شمرده و گويد :
« اگر از مجموع آنها « دوازده نفر » را به صورت ظاهر شماره كنيم آخرين آنها « سليمان » بن عبدالملك است ، و اگر به معناى واقعى خليفه نظر داشته باشيم ، تنها پنج نفر براى ما باقى ميماند : خلفاى چهار گانه و عمر بن عبد العزيز .
بنابراين ، من معنايى براى اين حديث نمييابم » « 1 » .
« اين اعتراضى نادرست است . زيرا ، پيامبر ( ص ) نفرموده است تنها دوازده نفر به ولايت ميرسند . البته اين تعداد به ولايت رسيدهاند و اين مطلب از اضافه شدن بر تعداد آنها منع نميكند . « 2 »
« سيوطى » در جواب آن سخنى را نقل كرده كه گويد :
« مراد حديث ، وجود « دوازده نفر خليفه » در طول دوران اسلام تا قيامت است كه عامل بر حق باشند ، اگر چه پى در پى نباشند » . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح ابن عربى بر سنن ترمذى ، ج 9 / 68 و 69
( 2 ) . شرح نووى بر صحيح مسلم ، ج 12 / 201 و 212 . فتح البارى ، ج 16 / 339 ، عبارت متن از اوست ، در ص 341 نيز آن را آورده است
( 3 ) . تاريخ خلفا سيوطى ، ص 12 .