پس از من ديگر پيامبرى نخواهد بود .
پايان اين حديث در صحيح مسلم چنين آمده است : « ألّا أنَّهُ لا نَبِىَّ بَعدى » .
ابن سعد در طبقاتش از قول برّاء بن عازب و زيد بن ارقم مينويسد كه اين دو صحابى گفتهاند كه چون جنگ تبوك پيش آمد ، رسول خدا ( ص ) به على بن ابى طالب ( ع ) فرمود : يا بايد من در مدينه بمانم يا تو ، و چون على ( ع ) را به جانشينى خود برگزيد ، خود به منظور پيكار با مشركان بيرون شد .
تفصيل اين داستان :
پس از عزيمت پيامبر خدا ( ص ) ، كسى گفت : رسول خدا ، على را به سبب كارى ناخوشايند كه از او سر زده برجاى گذاشته است ! اين سخن به گوش على ( ع ) رسيد ، خود را به رسول خدا ( ص ) رسانيد . چون چشم پيامبر خاتم به على ( ع ) افتاد ، پرسيد : اتفاقى افتاده است ؟ ! على ( ع ) گفت : نه ، اى رسول خدا ! ما شنيدهايم كسى شايع كرده كه تو به سبب خطايى كه از من سر زده ، آزرده خاطرشدهاى و مرا به جاى گذاشتهاى ! رسول خدا ( ص ) تبسمى كرد و فرمود :
على ! نميخواهى تو مرا به منزلهء هارون به موسى باشى ، با اين تفاوت كه تو پيامبر خاتم نيستى ؟ امام پاسخ داد : دوست دارم اى