ميفرمود : « اى على ، در فلان روز فلان مطلب آمد ، و در فلان روز چنين مطالبى بر من نازل شده است » و بدين سان ادامه ميداد تا به روزى ميرسيد كه امام ( ع ) به زيارتش نائل شده بود . « 1 »
اينك دادمهء كلام امام على ( ع ) در روايت گذشته :
رسول خدا ( ص ) همهء اوامر و نواهى و حلالها و حرامهاى الهى ، خواه مربوط به مسائل زمان حال و خواه مربوط به مسائل آينده ، و نيز آنچه در كتابهاى آسمانى بر پيامبران گذشته نازل شده و از طاعت و معصيت خدا آگاهشان ساخته بود ، همه و همه را به من تعليم فرمود ، و من هم تمام آنها را به خاطر سپردم ، و حتّى يك حرف آن را نيز فراموش نكردم .
سپس دستش را بر سينهام نهاد ، و از خدا خواست تا قلبم را
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 197 ، ح 4 . در تأييد اين حديث سه روايت در مصادر مكتب خلفا نقل شده است . رجوع شود به سنن نسائى ، 1 / 178 باب التنحنح فى الصلاه ، و سنن ابن ماجه كتاب الادب باب الاستئذان ، ح 3708 ، و مسند احمد ، 1 / 85 ح 647 ، و ج 1 / 107 ح 845 ، و 1 / 80 ح 608 ، و تاريخ بخارى 4 / 2 / 121 .