ترمذى در توضيح اين حديث گفته است : « نجواى خداوند » يعنى خداوند به پيامبرش امر كرده تا با وى به نجوا بنشيند .
حال ببينيم واقعاً مسئله چه بوده است كه رسول خدا ( ص ) بنا به امر پروردگار با پسر عمويش آن هم در جنگ طائف به نجوا نشسته است ؟ !
آيا اين درگوشى صحبت كردن ، مشورت جنگى بوده است ؟
در حالى كه پيامبر در مشورتهايش در جنگها همه را شركت ميداد و با فرد خاصى به مشورت نمينشست ، همچنان كه در مورد جنگهاى بدر و احد و خندق و . . . اين مطلب در تاريخ ثبت شده است .
پس ناگزير بايد پذيرفت كه اين ديدار و ديدارهاى نامرتّب مانند آن « 1 » در رديف همان ديدارهاى منظم روزانهء ايشان بوده است . يا جا دارد كه بگوييم اين ديدارها ممكن است از همان ديدارهايى باشد كه « زيد بن على بن الحسين » از آن ياد كرده كه اگر بين رسول خدا ( ص ) و پسر عمويش جدايى ميافتاد و چند روزى يكديگر را نميديدند ، در نخستين برخورد ، رسول خدا ( ص ) با امام خلوت ميكرد و ميفرمود : اى على ! در فلان روز فلان چيز ، و در آن
هامش
( 1 ) . از جمله موارد مشابه ديدارهايى است كه حضرتش با رسول اكرم در مدينه داشته است ، و در تفاسير در ذيل آى نجوى ( مجادله / 12 ، 13 ) بدانها اشاره شده است . براى تحقيق مراجعه كنيد به معالم المدرستين 1 / 322 .