خدا ( ص ) نيست . مردم كوفه بيش از سايرين نصرتش ميكنند . اموال را بالسويه تقسيم مىكند و با رعيت عدالت ميورزد . خضر فرا روى او راه ميرود و پنج يا هفت يا نه [ سال ] زندگى مىكند از رسول خدا ( ص ) پيروى كرده و هرگز خطا نميكند . فرشتهاى دارد كه ناديده استوارش ميدارد . روم را با هفتاد هزار نفر مسلمانان به وسيلهء تكبير فتح مىكند . . . خداوند اسلام خوار شده و مرده را به دست او عزيز و زنده گرداند . حكم « جزيه » را جارى مىكند و با قدرت به سوى خدا متعال فرا ميخواند و هر كس نپذيرد كشته و هر كس ستيزه كند خوار گردد . حكم او بر اساس اسلام ناب و خالص از نظريهپردازى است و در بسيارى از احكام با علما مخالفت مىكند و آنها بدين خاطر از او دلگير ميشوند ، چون بر اين گمانند كه خداى متعال پس از امامان آنها مجتهدى نيافريده است . . . سپس گويد : بدان كه مهدى هنگامى كه قيام كند همهء مسلمانان از خاص و عام به وجود او خشنودى كنند و او را مردانى الهى است كه دعوتش را اقامه كرده و نصرتش مينمايند . آنان وزيران اويند كه بار سنگين مملكت را بر دوش ميگيرند و او را بر آنچه خدا به عهدهاش گذاشته يارى ميكنند . عيسى بن مريم در منارهء بيضاء شرق دمشق ، در حالى كه بر دو فرشته چپ و راستش تكيه داده ، نزد او فرود ميآيد . . . در زمان او « سفيانى » نزد درختى در نواحى دمشق كشته مىشود و سپاهانش در بيابان فرو ميروند . . . . » .
و در مشارق ( ص 104 ) فصل دوم آنچه را كه « ابن صبان » در
ولاية الإمام علي ( ع ) في الكتاب والسنة ( ولايت على ( ع ) در قرآن كريم و سنت پيامبر ( ص ) ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٤