ج - دلالت سكوتى كه به عنوان بيان ضرورت قرار داده شده تا مردم دچار مشقت و زيان نشوند ، مانند سكوت ، ولى در مقابل معاملات كودك .
د - بيان آنچه كه ضرورت خلاصه بودن كلام را برحسب عادت و عرف ثابت مىكند ، مانند اينكه به ديگرى بگويد :
لفلان علىّ مئة و دينار ، يعنى له علىّ مئة دينار و دينار واحد و امكان ندارد كه چيز ديگرى جز دينار مراد باشد ، پذيرفتن اين بيان منوط به عرف است .
7 - بيان تغيير ، بيانى كه موجب تغيير لفظ از معناى ظاهرى به معناى ديگرى مىشود ، مانند تعليق ، استثنا و تخصيص .
بيان اينكه حكم شامل بعضى از آنچه كه مشمول لفظ است ، نمىشود پس لازم است كه آغاز جمله بر آخر آن متوقف شود تا اينكه به جملهى واحدى تبديل گردد و تناقض لازم نشود ، مانند شرط و استثنا . اين بيان در نزد حنفيه تخصيص ناميده مىشود ؛ چون تخصيص در نزد آنان يعنى قصر عام بر برخى از افرادش به وسيلهى دليلى كه همراه آن است ، مانند آيهى
فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً
( عنكبوت / 14 ) و يا آيهى
وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ
( بقره / 237 ) . آغاز آيه عام است و شامل همهى زنان عاقل ، ديوانه ، صغيره و كبيره مىشود . سپس حالت عفو را استثنا نموده است كه دلالت دارد گذشت از نصف مهر تنها از مطلقه عاقله و كبيره درست است . در اينجا جمله
« أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ »
بيان تغيير براى دلالت لفظ عام اول است .
فرق بين تبديل و تغيير آن است كه تبديل حذف چيزى بعد از وجود آن در مدت زمانى است كه در بين منسوخ و ناسخ است ، اما تغيير حذف حكم اول پس از مدتى و متصل به آن است ، همانگونه كه در بيان تخصيص و تقييد است .
8 - بيان فعلى ، هرچيزى كه بيان آن ، عمل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد ، مانند توضيح نماز و حج به وسيلهى عمل خود حضرت كه فرموده است : « صلوا كما رأيتمونى أصلى » . بيان فعلى ، قوىتر