از بيان قولى است ؛ چون در بيان فعلى مشاهده و معاينه صورت فعل است .
9 - بيان قولى ، هرآنچه كه بيانش قول خدا يا پيامبر باشد ، اولى و ارجح است ، مانند
صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها
( بقره / 69 ) تا آخر آنكه بيان آيه
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
( بقره / 67 ) مىباشد .
10 - بيان تفسير ، بيان آنچه كه به گونهى طبيعى يا عارضى معناى آن غامض است ، مانند غموضى كه در لفظ مشترك ، مجمل ، مشكل و خفى وجود دارد ، يعنى عمل به ظاهر آن غير مراد يا ممكن نيست ، بلكه متوقف بر بيان آن به وسيلهى عملكردن است و اين بيان تفسير است ، مانند آيه
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
( بقره / 43 ) كه نياز به بيان تفسير دارد و بيان آن در سنت پيامبر با مشخصكردن تعداد ركعتهاى نماز و مقدار زكات مشخص شده است .
بيّنه : در كلام خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پيشينيان نام هرچيزى است كه حق را آشكار مىكند و در قرآن از آن به نام برهان روشن تعبير شده است .
در اصطلاح اصوليان و فقيهان بر شاهد ، سوگند ، اعتراف و سند اطلاق مىشود .