دارد ، يك سؤال عام بپرسد و مسؤول ( مفتى ) پاسخ خاصى براى يكى از آن صورتها بدهد و اين بنا در دو سطح متحقق مىشود :
1 - سطح فتوا ، مانند اينكه سؤالكننده دربارهى حكم انعقاد بيع فاسد بپرسد ، آيا منعقد مىشود يا خير ؟ مفتى بگويد :
بيع يك درهم در مقابل دو درهم منعقد نمىشود ؛ چون پيامبر از آن نهى كرده است ؛ زيرا بيع يك درهم در مقابل دو درهم از گونههاى بيع فاسد است ، ولى عين بيع فاسد نيست و مفتى پاسخ خود را بر يكى از صورتهاى بيع فاسد بنا نهاده و آن را بر صورتهاى ديگر بيع فاسد تعميم داده است .
2 - سطح دليل ، مانند مثال قبلى است ، مفتى براى عدم انعقاد بيع فاسد به حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استناد مىكند كه :
نهى الرسول « عن بيع درهم بدرهمين » اين دليل را به عنوان اصلى براى تعميم حكم بر ديگر صورتهاى مسأله « بيع فاسد » استفاده مىكند ؛ چون اين بناء بخشى از مسألهاى است كه فرض و بناء ناميده مىشود و يكى از اعتراضات باب قياس است .
بناء العام على الخاص :
مراد از بنا يعنى تخصيص و تفسير آن است .
بيان :
ظاهركردن ، توضيح دادن ، آشكار كردن ، خروج لفظ از مقام اشكال و اجمال به مقام ظهور و وضوح است .
بيان هم بر عمل تبيينكننده مانند سلام و كلام براى تسليم و تكليم و به آنچه كه تبيين به سبب آن حاصل شده كه دليل است و بر محل آنكه مدلول است ، اطلاق مىشود و به سبب اطلاق آن بر معانى سهگانه در تفسير آن دچار اختلاف شدهاند .
كسى كه فعل مبين را ملاحظه كند ، مىگويد : بيان ، يعنى چيزى را از ابهام درآوردن ابو عبد اللّه بصرى گفته است :
علم جديد است ؛ چون بيان آن به وسيلهى چيزى آشكار مىشود و آن هم علم حادث است .
وصف مبين در حق خداوند به كار نمىرود ؛ چون علم او ذاتى است و حادث نيست . برخى گفتهاند : بيان معنا و توضيح آن براى مخاطب است و براى اين بيان ناميده شده كه از معانيى كه مبهم و مشكل هستند ، جدا مىشود .