تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
أ - حس : مانند آيه‌ى
وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
( نمل / 23 ) ، كه حس دلالت مىكند آن‌چه را كه در دست سليمان بوده به او نداده است . ب - عقل : مانند آيه‌ى
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
( آل عمران / 97 ) ، عقل بر اخراج غير مكلفان دلالت مىكند . ج - عرف : مانند آيه‌ى
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ
( بقره / 233 ) ، مادران خانواده‌هاى بلند مرتبه از آن اخراج مىشوند . د - نصوص كتاب و سنت ه - عمل صحابى و - اجماع ز - مفهوم .

مخصص غير مستقل ( متصل ) :

دليلى است كه لفظ عام را تخصيص مىدهد و بخشى از متنى است كه لفظ عام در آن ذكر شده است به گونه‌اى كه در افاده‌ى معنا استقلال نداشته و هميشه بايد همراه لفظ عام باشد . هرگاه مخصص متصل به عام و همراه آن باشد ، پنج قسم است : استثنا ، شرط ، صفت ، غايت و بدل بعض از كل .

مخطئه :

كسانى كه معتقدند كه مصيب در مسائل فقهى يك نفر است و بقيه مخطىاند .

مدار الحكم :

موضعى كه حكم شرعى به آن تعلق مىگيرد و موجب حكم ناميده مىشود . يعنى آن‌چه كه حكم شرعى از وجوب ، ندب ، حرمت ، كراهت و اباحه بر آن دلالت كند .

مدقّق :

كسى كه مسأله‌اى را از روى دليل تحقيق مىكند و يكى از نام‌هاى مجتهد است .

مدلول :

آن‌چه كه از علم به آن ، علم به چيز ديگرى لازم آيد . يكى از نام‌هاى حكم شرعى تكليفى و وضعى . در نزد علماى اصول يا صورت ذهنى است يا واقعيت خارجى . صورت ذهنى همان معناست و واقعيت خارجى يا لفظ است يا شىء .

مذهب :

آراى يكى از پيشوايان مذاهب در مسائل اجتهادى و فروع فقهى ، برداشت مجتهد از متون دينى .

مذهب صحابى ( ر . اقوال صحابى ) :

مجموعه‌ى احكامى كه صحابى استنباط كرده و به آن‌ها فتوا داده است ، برخى از تابعين و اتباع تابعين آن‌ها را روايت و تدوين كرده‌اند .
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 275 | جلال جلالى زاده