تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

مستند اجماع :

دليل شرعى كه اجماع به آن استناد داده مىشود . اين دليل كتاب ، سنت و گاهى مصلحت يا عرف يا قياس است . دليلى كه مجتهدان در مسأله‌ى مورد اجماع بر آن اعتماد مىكنند .

مستور :

كسى كه عدالت و فسقش ظاهر نيست . در نزد برخى از اصوليان روايتش ، حجت است .

مسلك :

روش ، وسيله‌ى مسلك علم . روش تحصيل آن .

مسلّمات :

قضايايى هستند كه از سوى مناظر يا مخالف پذيرفته شده‌اند و كلام بر آن بنا مىشود ، چه صادق و چه كاذب باشند ، مانند مسائل اصول فقه در نزد فقهاء .

مسند :

حديثى كه سندش به پيامبر مىرسد و به صراحت ، راويانش ذكر شده‌اند .

مسئول :

كسى كه متصدى استدلال براى احكام است .

مشترك :

لفظى است كه براى دلالت بر دو معنا يا بيشتر وضع شده باشد و بايد داراى دو شرط باشد : تعدد وضع و تعدد معنا ، يعنى لفظ يكى و معنا متعدد است ، مانند عين كه براى چشمه ، جاسوس ، طلا و چشم وضع شده است .

مشترك لفظى :

لفظى است كه براى دلالت بر دو معنا يا بيشتر با وضع‌هاى مختلف وضع شده است . مثل لفظ قرء كه براى دلالت بر طهر و حيض وضع شده است .

مشترك معنوى :

آن است كه لفظ و معنا واحد و شامل افراد زيادى باشد كه در هنگام اطلاق ، اين معنا بر آن‌ها منطبق مىشود . مانند لفظ انسان كه بر همه‌ى افراد انسان منطبق مىشود . مشتق : لفظى است كه بيانگر ذات و بر آن منطبق باشد و به اعتبار تلبسش به عنوان خاصى مبدأ ناميده مىشود و در بين جامد و مشتق فرق نمىكند ، مانند زوج و ضارب .

مشكل :

لفظى است كه فهم معناى مراد از آن نياز به تفكر و تأمل دارد . لفظى است كه دلالتش بر معنا به خاطر سببى كه در خود لفظ است ، پوشيده است و درك معنايش بدون قرينه‌اى كه مراد از آن را بيان كند ممكن نيست . فرق بين مشكل و خفى آن است كه منشأ خفا در مشكل خود لفظ است ،