مستند اجماع :
دليل شرعى كه اجماع به آن استناد داده مىشود . اين دليل كتاب ، سنت و گاهى مصلحت يا عرف يا قياس است . دليلى كه مجتهدان در مسألهى مورد اجماع بر آن اعتماد مىكنند .
مستور :
كسى كه عدالت و فسقش ظاهر نيست . در نزد برخى از اصوليان روايتش ، حجت است .
مسلك :
روش ، وسيلهى مسلك علم .
روش تحصيل آن .
مسلّمات :
قضايايى هستند كه از سوى مناظر يا مخالف پذيرفته شدهاند و كلام بر آن بنا مىشود ، چه صادق و چه كاذب باشند ، مانند مسائل اصول فقه در نزد فقهاء .
مسند :
حديثى كه سندش به پيامبر مىرسد و به صراحت ، راويانش ذكر شدهاند .
مسئول :
كسى كه متصدى استدلال براى احكام است .
مشترك :
لفظى است كه براى دلالت بر دو معنا يا بيشتر وضع شده باشد و بايد داراى دو شرط باشد : تعدد وضع و تعدد معنا ، يعنى لفظ يكى و معنا متعدد است ، مانند عين كه براى چشمه ، جاسوس ، طلا و چشم وضع شده است .
مشترك لفظى :
لفظى است كه براى دلالت بر دو معنا يا بيشتر با وضعهاى مختلف وضع شده است . مثل لفظ قرء كه براى دلالت بر طهر و حيض وضع شده است .
مشترك معنوى :
آن است كه لفظ و معنا واحد و شامل افراد زيادى باشد كه در هنگام اطلاق ، اين معنا بر آنها منطبق مىشود . مانند لفظ انسان كه بر همهى افراد انسان منطبق مىشود .
مشتق : لفظى است كه بيانگر ذات و بر آن منطبق باشد و به اعتبار تلبسش به عنوان خاصى مبدأ ناميده مىشود و در بين جامد و مشتق فرق نمىكند ، مانند زوج و ضارب .
مشكل :
لفظى است كه فهم معناى مراد از آن نياز به تفكر و تأمل دارد .
لفظى است كه دلالتش بر معنا به خاطر سببى كه در خود لفظ است ، پوشيده است و درك معنايش بدون قرينهاى كه مراد از آن را بيان كند ممكن نيست .
فرق بين مشكل و خفى آن است كه منشأ خفا در مشكل خود لفظ است ،