تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
قطع‌نظر از عوارض ممتنع باشد ، مانند خنده به نسبت انسان چون از خواص انسان است . و مست‌كنندگى به نسبت شراب .

لازم وجود :

آن‌چه كه انفكاك آن از ماهيت همراه با عارضه مخصوصى ممتنع باشد ، ولى انفكاك آن از ماهيت از حيث اين‌كه ماهيت است ممكن است ، مانند عقل به نسبت انسان مكلف ؛ چون انفكاك آن از ماهيت همراه با عارض مخصوص ممتنع است ، ولى انفكاك آن از ماهيت از حيث اين‌كه ماهيت است ممكن است .

لا ترجيح فى القطعيات :

يعنى ترجيح ، به دلايل ظنى اختصاص دارد و متوقف بر وجود تعارض است ؛ چون وجود تعارض در ادله‌ى قطعى محال است ؛ زيرا از تعارض اجتماع نقيضين يا ارتفاع نقيضين لازم مىآيد . بنابراين جايز نيست به يكى از آن‌ها عمل شود و به ديگرى عمل نشود و اين يك نوع تحكم است . پس مقتضاى آن‌ها كه رفع نقيضين است ، تعيين مىشود و هردو محال است و نيز ترجيح جانب قوى است و در دلايل قطعى ترجيح نيست ؛ چون مفيد علم است و علوم ، متفاوت نيستند .

لحن :

خطا در اعراب مانند مرفوع كردن مجزوم و منصوب خواندن مرفوع .

لحن الخطاب :

آن‌چه كه از كلام حذف شده و معناى جمله جز به وسيله‌ى آن درست نيست . اضمارى كه كلام جز با آن كامل نمىشود ، برخى آن را دلالت اقتضا مىنامند . مسكوت‌عنه با حكم منطوق به سبب وجود معناى مشترك مساوى است كه هرزبان‌شناسى مىداند حكم در منطوق به خاطر اين معناست و نيازى به تأمل و اجتهاد ندارد و يكى از اقسام مفهوم موافق است . مانند آيه‌ى
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ
( شعراء / 63 ) . « فضرب فانفلق » در تقدير گرفته شده است . يا آيه‌ى
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ
( بقره / 185 ) ، كه إن أفطر فى المرض او السفر در تقدير گرفته شده است .

لزوم :

كه ملازمه ، تلازم و استلزام هم ناميده مىشود . حكم مقتضى حكم