ل
لا بأس :
آن است كه ترك فعل بهتر از انجام آن است .
لازم :
آن است كه انفكاك آن از ماهيت ممتنع باشد . گفتهاند : لازم قول ، قول نيست و لازم مذهب ، مذهب نيست .
لازم بيّن :
آن است كه تصور آن همراه با تصور ملزومش در قطعى بودن لزوم آنها به وسيلهى عقل كفايت مىكند ، مانند تقسيم چهار به دو عدد مساوى ؛ چون از تصور چهار و تصور تقسيم به دو عدد مساوى به مجرد تصور آن ( چهار و تقسيم ) قطع پيدا مىكند كه چهار به دو عدد مساوى تقسيم مىشود . لازم بيّن مقدمهاى از مقدمات منطقى است كه اصوليان در تأليف اصول ذكر مىكنند .
لازم بيّن بالمعنى الاعم :
تصور ملزوم در جزم عقل به لزوم بين آنها كافى است ، مانند تقسيم چهار به دو عدد مساوى .
لازم بيّن بالمعنى الأخص :
از تصور ملزوم تصور لازم ضرورى است ، مانند عدد چهار .
لازم الحكم :
آنچه كه اثبات حكم بدون آن ممكن نيست و وجود حكم بهطور مطلق بر آن متوقف است ، مانند وجوب نماز و بلوغ كه بلوغ براى حكم نماز واجب است و اثبات وجوب نماز بدون بلوغ ممكن نيست و چون وجوب نماز بدون بلوغ ممكن نيست و چون وجوب نماز متوقف بر بلوغ است پس بلوغ از لوازم حكم وجوب نماز است .
لازم غير بيّن :
آن است كه ذهن در جزم پيداكردن به لزوم بين آنها به واسطه نياز دارد ، خواه دليل يا تجربه يا احساس باشد ، مانند اينكه مجموع زواياى مثلث برابر 180 درجه است ، چون مجرد تصور مثلث و تصور اينكه مجموع زوايايش مساوى 180 درجه است ، در قطع پيداكردن ذهن به آن كافى نيست ، بلكه نياز به واسطهاى دارد كه اين قاعدهى رياضى است :
180 - 180 * 2 -
n
، اصوليان اين مقدمه را در آغاز كتابهاى اصول به عنوان يكى از مقدمات ضرورى كه فهم آن لازم است ذكر مىكنند .
لازم ماهيت :
آنچه كه انفكاك آن از ماهيت از حيث اينكه ، ماهيت است با