نفع يا دفع ضرر است ، در نزد اهل سنت بر فعل انسان همراه با ارادهى خداوند اطلاق مىشود .
كسر :
از قوادح علت است ، يعنى وجود علت بدون وجود حكم ، كسر نقض از جهت معنا همراه با سالم بودن لفظ از نقض است .
اسقاط يكى از اوصاف علت مركب و آن را از اعتبار انداختن به شرطى كه محذوف مشمول تعريف علت در هنگام قياس نشود ، برخى آن را نقض مكسور از طريق معنا ناميدهاند .
تخلف حكم از حكمت موردنظر ، نه از علت .
عدم تأثير يكى از دو جزء و نقض ديگرى ، يعنى علت مركب است و معترض عدم تأثير يكى از دو جزء را بيان مىكند ، سپس جزء ديگر را نقض مىكند . مانند اينكه شافعى براى اداى نماز خوف استدلال كند و بگويد : نماز خوف نمازى است كه قضاى آن واجب است ، پس اداى آن واجب است و بر نماز در حال عدم خوف و امنيت قياس مىشود و علت ، بودن نماز است كه قضاى آن واجب است و آن مركب از دو قيد است . حنفى مىگويد : خصوصيت قيد اخير ، يعنى نماز بودن بىمورد است و تأثيرى ندارد ؛ چونكه حج نيز همين وضعيت را دارد ، يعنى قضاى آن واجب است .
پس بايد به موقع ادا شود با اينكه نماز نيست ، لذا بايد كلمهى نماز به عبادت تبديل و گفته شود : نماز خوف عبادتى است اگر به موقع به جاى آورده نشود ، قضاى آن واجب و به همين دليل بايد مانند ديگر عبادات به موقع ادا شود .
سپس معترض در مقام نقض دليل بر آمده و مىگويد : مسلم نيست كه هر عبادتى قضاى آن واجب باشد ، اداى آن هم واجب گردد و اين با روزهى زن حائض نقض مىشود ؛ چون عبادتى است كه قضاى آن واجب ، ولى اداى آن واجب نيست . پس در اينجا يك قسمت از علت حكم ، ابطال و تغيير يافت و سپس بقيهى آن نقض گرديد .
اين قسم قادح متوجه علت مركب است و برخى از علما آن را نقض مكسور ناميدهاند . پس معترض در اين مثال وصف خاص ( نماز خوف ) را به وصف عام ( عبادت بودن ) تبديل كرد سپس اين وصف عام را نقض كرد .