شرط صحت :
آن است كه صحت حكم از نظر شرعى بر آن متوقف است ، به گونهاى كه اگر معدوم شود حكم درست نيست ، مانند وضو كه شرط صحت نماز است .
شرط لزوم :
آن است كه وجود آن براى لزوم چيزى شرط است ، مانند اهليت تصرف كه شرط لزوم بيع است . پس هرگاه يكى از طرفين عقد اهليتش ناقص بود ، اجراى بيع در گرو موافقت ولى اوست .
شرط مكمل سبب :
شرطى است كه شامل حكمتى كه مكمّل و مقوى براى حكمت سبب است مىباشد ، مانند شرط گرفتن گذشت يك سال بر مالكيت نصاب در وجوب زكات . اين شرط حكمتى را كه مقتضى قرار دادن مالكيت نصاب به عنوان سبب در وجوب زكات است تقويت و تأكيد مىنمايد . حكمت بودن ، نصاب به عنوان قرينهاى است كه بر ثروتمندى دلالت مىكند و گذشت سال ، ثروتمندى را تقويت و تأكيد مىنمايد .
شرط مكمل مسبّب :
آن است كه در حكم شرط گرفته شده است و معنايش را تأكيد مىكند ، مانند موت حقيقى يا حكمى مورث و حيات وارث در وقت وفات مورث ، كه مرگ مورث و زنده بودن وارث ، شرط براى حكم ارثند كه سبب آن خويشاوندى يا زوجيت است .
شرط نفاذ :
آن است كه وجودش براى نافذ بودن عقد از لحاظ شرعى شرط است و بر موافقت يا مخالفت كسى متوقف نيست . مانند اجازه دادن ولى به كودك مميّز براى بيع كه اين اجازه شرط نافذ بودن بيع كودك مميّز است ، كه اگر تخلف كرد از نظر شرع عقد نافذ نيست .
شرط وجوب :
آن است كه از لحاظ شرعى وجوب امر مشروط بر مكلف متوقف بر آن است ، مانند بلوغ به نسبت كودك كه وجوب نماز بر كودك بر آن متوقف است .
شرط حكم :
آن است كه عدم شرط مستلزم حكمى است كه مقتضى نقيض حكم است ، مانند وضو براى نماز كه شرط حكم است و عدم طهارت در هنگام قادر بودن بر آن و انجام نماز مقتضى نقيض حكمت نماز