گونهاى كه علم و يقين با پيروى و فرمانبردارى حاصل شود .
شبههى حكميه :
مراد از شبههى حكميه آن است كه امر مشكوكفيه از مخترعات شارع است و تنها او مىتواند آن را بيان كند و تفسير نمايد و شك دربارهى اين شبهه به شك دربارهى خود تكليف برمىگردد ، نه در فعلى كه تكليف به آن تعلق مىگيرد و سبب ايجاد چنين شكى عدم وصول أدله يا قصور دلالت آنهاست . مانند اينكه مكلف در حكم واقعهاى شك كند كه آيا حلال است يا حرام ؟ يا در ركن بودن يا شرط بودن فعلى در يكى از عبادتها شك كند .
شبههى مفهوميه :
مراد از آن شك كردن دربارهى دلالت لفظ و معناى آن است ، به گونهاى كه جز با بيان خاصى فهميده نمىشود و اگر مشكوكفيه شرعى باشد ، از شارع استفسار مىشود و اگر لغوى باشد ، از اهل لغت و اگر عرفى باشد ، از اهل عرف استفسار مىشود .
شبههى موضوعيه :
مراد آن است كه دربارهى حكم جزيى براى حادثهى جزيى به خاطر سببى كه ربطى به شرع و شارع ندارد ، شك مىكند . مانند اينكه دربارهى مايع معينى شك كند كه آيا حلال است يا حرام ؟
برخى از اصوليان اين شبهه را مصداقيه مىدانند و شك دربارهى اين شبهه به شك دربارهى فعلى كه تكليف به آن تعلق مىگيرد برمىگردد ، نه دربارهى خود تكليف كلى و سبب دربارهى اين شك اشتباه در امور خارجى است نه شرع و ادلهى شرعيه .
شبههى وجوبيه :
مراد از آن اشتباه واجب با غيرحرام است و مكلف قادر بر موافقت قطعى است : يعنى فعل مشكوكفيه يا انجام آن حتما واجب يا ترك آن جايز است . اما نه به نحو الزام .
مانند شك دربارهى وجوب رؤيت هلال به خاطر آگاهى از فرارسيدن ماه رمضان يا عيد فطر يا قربان . اين شبهه يا سبب آن به خاطر عدم نص يا اجمال آن با تعارض در بين نصوص است و اگر سبب آن يكى از اينها باشد شبههى حكميه ناميده مىشود چون شك از جهت شارع است و اگر سبب آن شبهه در امور خارجى باشد ،