نعمتهايى را كه خداوند به او داده است ، در همان راهى كه خداوند خواسته به كار گيرد .
شهرت حديث :
حديث مشهور حديثى است كه راوى آن در اول سند يك نفر و سپس در آخر سند راويان زيادى كه به حد تواتر برسند آن را روايت كنند .
شهرت عملى :
آن است كه در بين فقها عمل به روايت و فتوا دادن به آن مشهور شود و فقهاى بسيارى برآنند كه شهرت ، عمل به روايت را تقويت مىكند . هرچند از حيث سند ضعيف باشد .
شهرت فتوائيه :
مراد از آن شهرت فتوا در بين فقها همراه با جهل به مدرك و دليل آن است و اين شهرت موجب مقبوليت فتوا در نزد اكثر علما نمىشود .
شورى :
طلب شناخت رأى ديگران دربارهى يك مسأله .
نظر دانشمندان و انديشمندان دربارهى موضوعى كه مستقيما نصى از كتاب و سنت دربارهى آن نيامده است . مانند مشورت با علما و متخصصان دربارهى موضعگيرى شرعى دربارهى مسائل جديد ، مانند تلقيح مصنوعى .
شىء :
آنچه كه درست است دانسته شود چه معدوم و چه موجود .
گفتهاند : شىء يعنى وجود و در نزد اهل سنت نام همهى موجودات است چه عرض يا جوهر . موجودى است كه در خارج ثابت و تحقق يافته است .
ثبوت ، تحقق ، وجود و كون ، الفاظ مترادفند .
شك :
آنچه كه طرفينش متساويند ، جايز دانستن دو امر كه بر يكديگر مزيتى ندارند . شك ، گونهاى از جهل و اخص از آن است ؛ چون جهل ناآگاهى به دو نقيض است . پس هرشكى جهل است ، ولى هرجهلى شك نيست .