مسلمان ، با اينكه دادن مال به كافرانى كه با مسلمانان مىجنگند جايز نيست ، اما براى دفع ضرر بزرگتر و جلب مصلحت بزرگتر جايز است .
سفسطه :
يكى از انواع قياسهاى منطقى است و به معناى مغالطه است و اين اغلاط و خطايا از جهت لفظ است يا از جهت معنا يا از طريق حذف و اضمار يا در تركيب مقدمات وهمى به جاى مقدمات قطعى است .
سفسطه ، يعنى به غلط انداختن مخالف و ساكتكردن اوست ، مانند اينكه كسى بگويد : جوهر در ذهن موجود است و هرچه در ذهن موجود باشد ؛ قائم به ذهن است و عرض است . پس نتيجه مىگيريم جوهر عرض است .
سقيم از حديث :
خلاف صحيح مانند قول برخى از اصوليان كه گفتهاند :
عمل راوى بر خلاف آنچه كه روايت كرده دليل بر سقيم بودن حديثى است كه روايت كرده است و در نتيجه به آن عمل نمىشود ، بلكه به عمل خود عمل مىكند نه به روايت .
سند اجماع :
مراد از آن ، دليل شرعيى است كه مجتهدان در حكم شرعيى كه بر آن اجماع كردهاند ، به آن استناد مىكنند . اين دليل شرعى گاهى آيهاى از قرآن است ، مانند اجماع علما بر تحريم نكاح جدهها با استناد به آيهى
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ
( نساء / 23 ) ، كه مادران از هرجهت اصل انسان هستند . يا سنت است ، مانند اجماع علما بر تحريم جمعكردن بين زن و عمه يا خالهاش با استناد به حديث « لا تنكح المرأة على عمتها و لا على خالتها » و گاهى مصلحت است ، مانند اجماع صحابه بر گردآورى قرآن در يك مصحف و گاهى عرف با قياس است . هراجماعى كه سندش كتاب يا سنت باشد ، با تغيير زمان و مكان و عرف تغيير نمىكند و اما آنچه كه سندش مصلحت يا عرف يا قياس باشد ، محل اجتهاد مجدد است .
سند استحسان :
مراد از آن دليل شرعى خاص است كه مقتضى عدول از عمل به مقتضاى قياس جلى و عمل به مقتضاى قياس خفى است . اين دليل گاهى نص قرآنى يا حديث است