تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
كه شامل آن است مقدمه‌ى صغرى ناميده مىشود . حد أكبر : حدى است كه در نتيجه‌ى محمول است .

حد أوسط :

حدى است كه در دو قضيه‌ى صغرى و كبرى تكرار مىشود و واسطه و جامع بين آن‌هاست ، مانند اين‌كه گفته شود : خورشيد توده‌اى از آتش است و هرآتشى سوزاننده است ، پس خورشيد سوزاننده است . مانند لفظ آتش كه در هردو قضيه تكرار شده است ، بنابراين به عنوان حد اوسط محسوب مىشود .

حدس :

ظن . درك امور ناپيدا بدون وجود دليل ملموس : سرعت انتقال ذهن از مبادى به مطالب كه در مقابل فكر است و يكى از راه‌هاى نه‌گانه‌ى رسيدن به علم است .

حدسيات :

آن‌چه كه عقل در حكم جزمى به آن نيازمند واسطه‌اى نباشد كه مشاهده‌ى آن تكرار مىشود . يا قضايايى هستند كه اصل حكم به آن‌ها حدس بسيار قوى ذهنى است كه با آن شك زايل مىشود و ذهن به مضمون آن اعتراف مىكند ، مانند حكم ما به اين‌كه سيارات منظومه‌ى شمسى نور خود را از خورشيد مىگيرند و إنعكاس شعاع نور آن‌ها به سوى زمين مانند انعكاس اشعه از آيينه به اجسامى است كه در مقابل آن قرار مىگيرند .

حدوث :

عبارت از به وجود آمدن چيزى پس از عدم آن است . كه بر دو قسم است : حدوث ذاتى و حدوث زمانى .

حدود :

اصطلاحى منطقى است و مراد از آن اجزاى ذاتى مقدمه است و آن اجزايى است كه پس از تحليل قضيه باقى مىماند ، مانند موضوع و محمول .

حديث :

هرچيز نو را گويند و مرادف خبر و سنت است . به سخن ، عمل و تقرير پيامبر گفته مىشود .

حديث قدسى :

آن‌چه كه خداوند به وسيله‌ى الهام يا در خواب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر مىدهد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با سخنان خود از آن معنا خبر مىدهد . هرحديثى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخنى را به خدا نسبت دهد . حديث بودن به سبب اين است كه پيامبر از خداوند روايت مىكند و قدسى بودن به سبب نسبت دادن به