گفته مىشود حمل آن بر ظاهر واجب است ، مگر اينكه دليلى وارد شود و آن را از معناى ظاهر بر برخى از آنچه كه احتمال دارد منصرف نمايد .
تأويل ، حمل ظاهر بر محتمل مرجوح است اگر حمل به سبب دليل باشد صحيح است ، ولى اگر به سبب چيزى كه ظن دليل بودن آن مىرود ولى در حقيقت دليل نيست ، فاسد است ، مانند واژهى « يتربصن » در آيهى
وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ
كه « يتربصن » هر چند در ظاهر خبر است ، ولى احتمال دارد كه مراد از آن امر باشد .
جرجانى گفته است : تأويل ، عدول لفظ از معنايى كه احتمال آن مىرود مىباشد . هرگاه معناى احتمالى موافق كتاب و سنت باشد ، مانند آيهى
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ
انبياء / 95 ، اگر از آن خارجكردن پرنده از تخم باشد تفسير است ، ولى اگر اخراج مؤمن از كافر يا عالم از جاهل باشد ، تأويل است .
تأويل بعيد :
آن است كه شناخت و رسيدن به آن نيازمند تأمل بيشترى است ، همراه با احتمال معنا به وسيلهى آن لفظ ، مانند استنباط ابن عباس از آيهى
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
( أحقاف / 15 ) همراه با آيهى
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ
( بقره / 233 ) كه حداقل حمل شش ماه است .
تأويل قريب :
آن است كه با كمترين تأمل همراه با احتمال دلالت لفظ بر معنا شناخت آن ممكن است ، مانند بخشيدن مال يتيم يا اتلاف آنكه مساوى خوردن است .
تأويل مردود يا باطل :
آن است كه لفظ بر آن حمل نمىشود و هيچ نوع دليلى براى تأويل آن نيست ، مانند تأويل آيهى
وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
( نحل / 16 ) كه نجم را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و علامات را به ائمه تأويل كردهاند .
شروط تأويل :
بايد لفظ احتمال تأويل داشته باشد ، معنايى كه لفظ بر آن تأويل مىشود ، از معانيى باشد كه اين لفظ احتمال آنها را دارد . تأويل بايد از روى دليل شرعى باشد .
تبادر :
از نشانههاى حقيقت در نزد اصوليان است و آن متبادر شدن معنى