صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص ( 52 - 51 ) .
ورود جعلى
انتفاى موضوع دليل مورود به مجرّد جعل دليل وارد ورود جعلى ، از اقسام ورود يكجانبى بوده و به اين معنا است كه دليل وارد در مقام جعل ، رافع موضوع دليل مورود مىباشد ؛ يعنى يكى از دو حكم به مجرد جعل آن ، رافع موضوع حكم ديگر مىگردد ، گرچه به مرحله فعليت هم نرسد ؛ براى مثال ، در باب زكات ، مسلّم است كه به يك شىء در يك سال ، دو بار زكات تعلق نمىگيرد ، بنابراين ، اگر شخصى بيست شتر داشته باشد ، كه نصاب چهارم زكات است ، و تا آخر سال اين نصاب حفظ شود ، بايد چهار گوسفند بدهد ، حال اگر بعد از شش ماه تعداد شتران او به بيست و پنج نفر برسد ، كه نصاب پنجم زكات است ، ميان ادله جعل اين دو زكات تعارض به وجود مىآيد ( به جهت قاعدهاى كه مسلّم گرفته شده كه يك شىء در يك سال دو بار متعلق زكات قرار نمىگيرد ) و وجوب زكات دوم ، مشروط به عدم وجوب زكات اول مىشود .
بنابراين ، در اين مثال ، دليل زكات اول در مقام جعل ، قبل از آنكه فعلى شود ، چون سال نگذشته است ، رافع موضوع وجوب زكات دوم است .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص ( 51 - 50 ) .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص ( 545 - 544 ) .
ورود دوجانبى
رفع حقيقى موضوع هريك از دو دليل در صورت وجود دليل ديگر ورود دوجانبى ، مقابل ورود يكجانبى بوده و به معناى رفع حقيقى موضوع هريك از دو دليل از سوى ديگرى است ؛ به بيان ديگر ، ورود دوجانبى ، آن است كه هريك از دو دليل ، هم بر دليل مقابل وارد مىباشد و هم خود ، مورود ديگرى قرار مىگيرد ؛ به بيان سوم ، هريك از دو دليل ، به عدم ديگرى مقيد مىباشد .
در كتاب « بحوث فى علم الاصول » آمده است :
« و اما الورود من كلا الجانبين ، فهو انما يتعلق فيما اذا كان فى كل من الدليلين تقييد بعدم الآخر ، و هذا على اقسام ايضا . . . » . « 1 »
براى مثال ، اگر شخصى مستطيع شد و از طرفى هم نذر كرده بود كه در روز عرفه به زيارت امام حسين عليه السّلام برود و فرض بر اين باشد كه وجوب حج ، به عدم وجوب وفا به نذر مقيد است ( در صورتى كه معارضه بين آن دو نباشد ) و به عكس ( وجوب وفاى به نذر به عدم وجوب حج مقيد است ، در صورتى كه بين آن دو تعارض نباشد ) ، نتيجه آن ، ورود دو طرفه ( دوجانبه ) مىباشد .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 303 .
ورود رافع موضوع
رفع موضوع دليل مورود به سبب دليل وارد ورود رافع موضوع ، مقابل ورود مثبت موضوع بوده و به اين معنا است كه دليل وارد ، موجب رفع موضوع دليل مورود مىگردد ، مانند اينكه دليلى بر صحت اجاره شىء مباح ، و دليل ديگر بر حرمت ادخال شخص جنب به مسجد دلالت كند ، كه در اين صورت ، نمىتوان جنب را براى انجام كارى در مسجد اجاره نمود ، زيرا دليل وارد ( كه بر حرمت ادخال شخص جنب به مسجد دلالت مىكند ) موضوع دليل مورود ( صحت اجاره ) را مرتفع مىسازد .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 299 .
ورود ظاهرى
احراز ثبوت يا ارتفاع موضوع دليل مورود به وسيله دليل وارد ورود ظاهرى ، مقابل ورود واقعى بوده و به اين معنا است كه دليل وارد ، در ظاهر ، موجب احراز تحقق يا ارتفاع موضوع دليل مورود مىشود ؛ يعنى دليل وارد ، سبب احراز تعبدى تحقق يا عدم تحقق موضوع حكم ديگرى در عالم تكوين و يا اعتبار مىگردد ، مانند : حكم به خروج مال از ملك بايع ، به خاطر فروش آن ، كه رافع وجوب زكات مىشود ، زيرا شرط وجوب زكات ، ملكيت است .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 6 ، ص ( 54 - 53 ) .
ورود فعلى
انتفاى موضوع دليل مورود به مجرّد فعليت يافتن حكم دليل وارد ورود فعلى ، از اقسام ورود يكجانبى بوده و به اين معنا است كه دليل وارد ، دربردارنده حكمى است كه با به فعليت رسيدن آن حكم ، حكم دليل مورود مرتفع مىگردد ، حتى اگر به دست مكلف نيز نرسد ؛ براى مثال ، هرگاه دليلى از كتاب يا سنت بر حرمت آنچه در عقد معامله شرط شده ، دلالت كند ، اين دليل وقتى فعليت پيدا كرد ، بر دليل دلالتكننده بر وجوب وفاى به شرط وارد است ، زيرا با فعليت يافتن دليل وارد ، شرط مذكور ، شرط مخالف با كتاب و سنت خواهد شد .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 51 .
ورود مثبت موضوع
اثبات موضوع براى دليل مورود به وسيله دليل وارد بعضى از اصوليون « ورود » را به اعتبار دليل وارد ، بر دو قسم
هامش
( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 54 .