آن را محال مىدانند . « 2 »
نكته دوم :
انگيزهاى كه سبب شده مرحوم « صاحب فصول » به واجب معلق معتقد شود حل مشكلاتى است كه در فقه براى فقها پيش آمده است ، مانند : وجوب تهيه مقدمات حج پيش از فرارسيدن زمان حج و پس از استطاعت ، و يا مانند : وجوب يادگيرى احكام نماز پيش از فرارسيدن وقت آن . اما راههاى ديگرى نيز براى حل مشكلات فقهى وجود دارد ، مانند : قول به واجب مشروط بنا بر مبناى مرحوم « شيخ انصارى » ، كه شرط را شرط ماده مىداند نه هيئت يا شرط متأخر ، و يا حكم عقل به حفظ اغراض مولا . « 3 »
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 194 - 193 ) .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص ( 60 - 59 ) .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 276 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 136 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 197 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 127 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 232 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 5 ، ص ( 126 - 121 ) .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 92 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 64 - 63 ) .
طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 147 .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 52 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 71 .
واجب معيّن
ر . ك : واجب تعيينى
واجب مقدمى
ر . ك : واجب غيرى
واجب مقيد
ر . ك : واجب مشروط
واجب منجّز
فعل داراى وجوب فعلى ، و مقدور بالفعل واجب منجّز ، مقابل واجب معلّق ، به اين معنا است كه وجوب و واجب هر دو فعلى بوده و حالت انتظارى نداشته و بر امر غير مقدورى متوقف نيست ، مانند : وجوب نمازى كه وقت آن رسيده است .
نكته :
تقسيم واجب به واجب منجّز و معلّق از ابتكارات مرحوم « صاحب فصول » است .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 193 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 92 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 276 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 60 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 127 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 232 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ص ( 125 - 123 ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 376 .
طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 147 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 63 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 196 .
واجب موسّع
واجب داراى زمان زايد بر وقت لازم براى انجام آن واجب موسع ، از اقسام واجب موقت و مقابل واجب مضيّق بوده و به واجبى گفته مىشود كه مقدار زمانى كه شارع براى آن معين نموده است بيشتر از مقدار زمان لازم براى انجام آن است ؛ براى مثال ، زمان لازم براى خواندن نماز ظهر و عصر پانزده دقيقه است ، ولى زمان تعيين شده براى آن ، پنج الى شش ساعت مىباشد .
در امكان وقوع واجب موسّع ، ميان اصولىها اختلاف است ؛ برخى به استحاله و عدم امكان آن معتقدند ، زيرا از سويى مسلّم است كه وجوب ، بدون منع از ترك نيست ، و منع از ترك يا در ذات وجوب داخل است اگر تركب آن را بپذيريم و يا لازمه لاينفك آن است اگر به بساطت وجوب معتقد شويم - و از سوى ديگر ، مكلف ، در واجبات موسّع حق دارد عمل را در اول يا وسط وقت ، ترك كند و فقط آخر وقت آن را بهجا آورد ، و اين دو باهم سازگار نيست .
اما اكثريت به امكان و وقوع آن معتقدند .
مرحوم « مظفر » براى حل اين مشكل مىگويد : اگر در واجبات موسّع وجوب روى همان فرد از فعل رفته باشد كه در اول ، وسط و يا آخر وقت انجام مىگيرد ، اشكال وارد است ، اما وجوب همواره به طبيعت تعلق گرفته و مطلوب مولا ايجاد « صرف الوجود » طبيعت است و در صورتى كه وقت وسيع باشد ، مكلف مىتواند اين صرف الوجود را در قطعه اول يا دوم از زمان و يا هروقت ديگر كه خواست ، انجام دهد . ازاينرو اين واجب ، افراد متعدد طولى و تدريجى پيدا كرده و عقل ، مكلف را ميان افراد طولى مخير مىكند ، چنانكه در افراد عرضى هم ، عقل وى را مخير مىكند .
وى با اين بيان ، نظر ديگران را كه گفتهاند وجوب به اول وقت اختصاص دارد و اگر پس از آن انجام شود قضاى آن عمل است ، و يا گفتهاند وجوب به آخر وقت اختصاص دارد و
هامش
( 2 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 303 .
( 3 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 382 .