مولا ندارد ، بلكه به خاطر مقدمه بودن براى ترك ازاله نجاست از مسجد ، مبغوضيت پيدا كرده است .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 387 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 88 .
همان ، ج 5 ، ص 6 .
خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 160 .
رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ج 2 ، ص 300 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 2 ، ص 483 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 225 .
خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 295 .
نهى كراهتى
ر . ك : نهى تنزيهى
نهى كراهى
ر . ك : نهى تنزيهى
نهى كفائى
نهى منجّز در حق مكلّف ، در صورت عدم امتثال ساير مكلّفان نهى كفائى ، مقابل نهى عينى ، نهيى است كه هرچند همه مكلفان مخاطب آناند ، امّا با ترك منهى عنه از سوى برخى ، غرض مولا حاصل شده و از عهده ديگران ساقط مىشود .
در وقوع نهى كفائى اختلاف وجود دارد ؛ معتقدين به وقوع آن ، به حرمت فروش سلاح به دشمنان اسلام مثال زدهاند ؛ به اين بيان كه اگر اسلحهاى از ده قسمت تشكيل شده است ، نهى از فروش آن ، به همه اجزا تعلق مىگيرد ، اما اگر يكى از فروشندگان قسمت اول يا دوم آن ، از بيع آن به دشمنان اسلام خوددارى كند ، حرمت از عهده ديگران ساقط مىشود ، زيرا با نبودن اين قسمت خاص ، آن سلاح پديد نمىآيد و اثر تخريبى ندارد .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص ( 545 - 544 ) .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 89 .
نهى متعلق به جزء عبادت
ر . ك : نهى از جزء عبادت
نهى متعلق به شرط عبادت
ر . ك : نهى از شرط عبادت
نهى متعلق به وصف عبادت
ر . ك : نهى از وصف عبادت
نهى مطلق
نهى از چيزى بدون مقيّد شدن به حالت خاص نهى مطلق ؛ نهيى است كه بدون اينكه به زمان يا حالت يا قيد خاصى مقيد باشد ، به طبيعت مطلق تعلق مىگيرد . اين نهى تمام افراد و مصاديق طبيعت منهى عنه را شامل مىگردد . لازمه نهى مطلق ، دلالت آن بر دوام و استمرار است ، مانند : « لا تشرب الخمر » ، كه در آن ، تمام مصاديق شرب خمر در همه جا و همه حال مورد نهى قرار گرفته است .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 395 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 183 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 78 .
فاضل تونى ، عبد الله بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 90 .
علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 176 .
نهى مقيد
نهى از شىء مقيّد به حالت خاص نهى مقيد ، مقابل نهى مطلق ، نهيى است كه به طبيعت مقيد مقيد به زمان يا حالت يا قيد خاص تعلق مىگيرد .
اين نهى ، همه افراد و مصاديق طبيعت منهى عنه را شامل نگرديده و بر دوام و استمرار دلالت نمىكند ، مانند : نهى از نماز و روزه حائض ، كه اين نهى متوجه طبيعت نماز و روزه بهطور مطلق نشده ، بلكه به نماز و روزه در حال حيض تعلق گرفته است .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 109 .
نهى مولوى
نهى شرعى دلالتكننده بر وجود مفسده در متعلق آن ، و داراى ثواب و عقاب نهى مولوى ، مقابل نهى ارشادى بوده و عبارت است از نهى صادر شده از سوى شارع كه بر وجود مفسده و مبغوضيت متعلق آن نزد شارع دلالت نموده و بر مخالفت آن ، عقوبت و بر موافقت آن ، ثواب مترتب است ، مانند : « لا تكذب » ، كه به خاطر وجود مفسده در كذب و مبغوضيت آن نزد شارع صادر شده است .
در كتاب « آراؤنا فى اصول الفقه » آمده است :
« ان النهى المتعلق بالطبيعة المأمور بها تارة يكون للارشاد الى المانعية . . . و اخرى يكون لاجل كون متعلقه مبغوضا شرعا كالنهى عن الصلاة فى المغصوب و فى هذا القسم يكون النهى مولويا » . « 1 »
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 86 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص 212 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 386 - 380 ) .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 1 ، ص ( 388 - 387 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص 118 .
نهى نفسى
نهى از چيزى به خاطر مبغوضيت ذاتى آن نهى نفسى ، مقابل نهى غيرى ، نهيى است كه به سبب مفسده موجود در متعلق آن ، به آن تعلق گرفته است .
هامش
( 1 ) . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 257 .