بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص 125 و 191 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 98 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 237 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 302 .
نسخ قياس
نسخ حكم شرعى مستفاد از قياس و نسخ حكم به وسيله قياس نسخ قياس ، به معناى نسخ حكم شرعى ثابت شده به وسيله قياس مىباشد ، مانند : فرض اثبات حكم حرمت شرب نبيذ از طريق قياس آن به حرمت شرب خمر و سپس نسخ آن به سبب نصى كه از شارع مقدس رسيده است .
ميان اصوليون اهل سنت بحث است كه آيا نسخ قياس جايز است يا نه ؛ بيشتر آنان معتقدند اگر قياس در زمان حيات رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله حاصل شده باشد نسخ آن جايز است ، زيرا نصى كه از طريق وحى ثابت شده ، در عمل ، نسخ را انجام داده است ؛ اما اگر بعد از حيات آن حضرت باشد جايز نيست .
همچنين ، اصوليون اهل سنت درباره نسخ به قياس قياس ، ناسخ شود نيز اختلاف دارند ؛ بيشتر آنان معتقدند پس از حيات نبى صلّى اللّه عليه و آله نسخ به قياس جايز نيست ، اما در زمان حيات آن حضرت جايز است ، اعم از اينكه منسوخ ، قياس ديگر باشد يا نص ديگر .
اما نزد اصوليون شيعه كه قياس را دليل ندانسته و معتقدند حكم شرعى به واسطه آن ثابت نمىشود ، هم نسخ به سبب قياس و هم نسخ خود قياس امكان ندارد .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 976 .
علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 459 .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد الله ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، جزء 1 ، ص 332 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص ( 309 - 308 ) .
نسخ كتاب
ر . ك : نسخ قرآن
نسخ كتاب به كتاب
ر . ك : نسخ قرآن به قرآن
نسخ كلى
برداشتن حكمى شرعى از تمام مكلفان مخاطب آن حكم نسخ كلى ، مقابل نسخ جزئى بوده و به معناى نسخ حكم سابق و برداشتن آن از تمامى افرادى است كه حكم بر آنها ثابت بوده است ؛ يعنى حكمى كه در گذشته بر همه مكلفان ثابت بوده است به وسيله دليل ناسخ از همه آنها برداشته مىشود ( نه از برخى از آنها ) .
براى نمونه ، طبق آيه شريفه :
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ ،
« 1 » مدت عده وفات زنان شوهر مرده يك سال تشريع گرديد ، اما بعد به موجب آيه شريفه :
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ،
« 2 » حكم اول نسخ گرديد و مدت عده وفات براى چنين زنانى چهار ماه و ده روز تعيين شد .
زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 241 .
ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 179 .
نسخ لفظ قرآن
ر . ك : نسخ تلاوت قرآن
نسخ متواتر
ر . ك : نسخ سنت متواتر
نسخ مجازى
برداشتن حكم مستفاد از دليل مقيّد به وقت معيّن نسخ مجازى ، مقابل نسخ حقيقى بوده و به اين معنا است كه حكم منسوخ ، در لسان دليل خود ، به مدت معينى محدود باشد و زمان آن به سر آيد ، كه اين در حقيقت ، نسخ نيست ، گرچه به صورت مجازى به آن نسخ اطلاق مىشود .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 124 و 206 .
نسخ محظور به مباح
نسخ حرمت ، با جايگزين شدن اباحه نسخ محظور به مباح ، از اقسام نسخ تحريم بوده و به معناى نسخ حكم تحريم از جانب شارع مقدس ، همراه با جايگزين نمودن حكم اباحه مىباشد ، مانند : نسخ حكم حرمت مباشرت با زنان در شبهاى ماه مبارك رمضان ، با آيه شريفه :
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ . . . .
« 1 * »
ابن عقيل ، على بن عقيل ، الواضح فى اصول الفقه ، ص 140 .
نسخ مرتبط به جعل
ر . ك : نسخ جعل
نسخ مرتبط به مصلحت
ر . ك : نسخ مصلحت
نسخ مصلحت
نسخ حكم شرعى به لحاظ ملاك و مصلحت آن نسخ مصلحت ، مقابل نسخ جعل ، و به معناى نسخ ملاك يا مصلحتى است كه شخص به وجود آن در شىء معين اعتقاد داشته است ، اما انتفاى آن مصلحت بر او آشكار مىگردد .
هامش
( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 240 .
( 2 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 234 .
( 1 * ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 187 .