غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص 226 .
نسخ قرآن به سنت
نسخ حكمى قرآنى به وسيله سنّت معصومين عليهم السّلام نسخ قرآن به سنت ، به اين معنا است كه حكمى از قرآن كريم به وسيله سنتى از معصومين عليهم السّلام نسخ مىگردد .
در جواز نسخ قرآن به سنت متواتر و قطعى اختلاف است و كسانى كه آن را ممكن دانستهاند ، مىگويند چنين نسخى صورت نگرفته ، اگرچه محال نيست .
همچنين در جواز نسخ قرآن كريم به سنت و خبر واحد اختلاف وجود دارد و اكثريت قريب به اتفاق علماى اسلام آن را جايز نمىدانند ، و كسانى كه آن را جايز مىدانند ، به وقوع آن در نسخ بخشى از آيه وصيت كه شامل وصيت براى والدين و اقرباء نيز مىشود به حديث نقل شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مبنى بر « الا لا وصية لوارث » استدلال نمودهاند .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 247 .
غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 2 ، ص 78 .
همان ، ج 1 ، ص 124 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 227 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص ( 192 - 191 ) .
نسخ قرآن به سنت متواتر
نسخ حكمى قرآن به وسيله سنّت ثابت شده به تواتر نسخ قرآن به سنت متواتر ، مقابل نسخ قرآن به خبر واحد بوده و عبارت است از نسخ حكمى از احكام قرآن ، به وسيله سنتى متواتر از معصومين عليهم السّلام .
بيشتر علماى اسلام ، نسخ قرآن به سنت متواتر را جايز مىدانند ، زيرا هر دو دليل را الهام گرفته از وحى مىشمرند ، اما علماى شيعه معتقدند كه اين امر واقع نشده است ، هرچند وقوع آن محال نيست . علماى اهل سنت نيز در وقوع آن اختلاف دارند و مواردى را براى وقوع آن برشمردهاند ؛ براى مثال ، مىگويند : آيه « جلد » ، با فعل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در قضيه « ماعز » كه به رجم او دستور دادند ، نسخ شده است .
ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 182 .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 347 .
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 172 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 971 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 192 .
غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص 126 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 98 .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد الله ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، ج 1 ، ص 325 .
نسخ قرآن به سنت مشهور
نسخ حكمى قرآنى به وسيله خبر مشهور نسخ قرآن به سنت مشهور ، مقابل نسخ قرآن به خبر واحد بوده و عبارت است از نسخ حكمى از احكام قرآن به وسيله خبر واحد مستفيض يا مشهور .
بيشتر علماى اهل سنت ، نسخ قرآن به سنت مشهور را جايز و آن را در حكم سنت متواتر مىدانند ؛ بر خلاف اماميه كه آن را جايز نمىدانند .
در كتاب « اصول الفقه » آمده است :
« هذا و قال الشافعى و قال جمهور الفقهاء : ان القرآن ينسخ بالقرآن و بالسنة و لكن يشترط أن تكون متواترة او مستفيضة » . « 1 »
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 971 .
نسخ قرآن به قرآن
نسخ حكمى قرآنى به وسيله آيه ديگر نسخ قرآن به قرآن ، به معناى نسخ آيهاى از قرآن با آيه ديگرى از قرآن است ؛ براى مثال ، حكم وجوب صدقه براى نجوا با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه به وسيله آيه شريفه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ؛
« 1 * » « تشريع گرديده بود ؛ با آيه شريفه :
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ . . .
« 2 » نسخ گرديد .
نكته :
جواز نسخ قرآن به قرآن ، مورد اتفاق علماى شيعه و اهل سنت است و تنها « ابو مسلم اصفهانى » با استدلال به آيه شريفه :
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
« 3 » به امتناع معتقد شده است . اصولىها در نقد نظر وى گفتهاند : وجود نسخ نشاندهنده راهيابى باطل به قرآن نيست ، و بهترين دليل براى جواز نسخ قرآن به قرآن ، وقوع آن در قرآن است .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 247 .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد الله ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، جزء 1 ، ص 316 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص ( 965 - 964 ) .
غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت
هامش
( 1 ) . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 183 .
( 1 * ) . مجادلة ( 58 ) ، آيه 12 .
( 2 ) . مجادلة ( 58 ) ، آيه 13 .
( 3 ) . فصلت ( 41 ) ، آيه 42 .