زنان به هنگام وفات شوهر ، كه آيه شريفه :
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ ؛
و كسانى از شما كه در آستانه مرگ قرار مىگيرند و همسرانى از خود بهجا مىگذارند بايد براى همسران خود وصيت كنند كه تا يك سال آنها را ( با پرداختن هزينه زندگى ) بهرهمند سازند به شرط اينكه آنها از خانه شوهر بيرون نروند ( ازدواج مجدد نكنند ) » « 1 » با آيهاى ديگر كه مىفرمايد :
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ؛
و كسانى از شما كه مىميرند و همسرانى باقى مىگذارند بايد چهار ماه و ده روز انتظار بكشند ( عده نگه دارند ) » . « 2 » نسخ شده است .
طبق آيه اول ، مدت عده زنى كه شوهر او از دنيا رفته است يك سال بوده و در آيه بعد اين مدت به چهار ماه و ده روز تقليل پيدا كرده و در حقيقت ، حكم اول نسخ شده است .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 964 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 59 - 54 ) .
نسخ به اثقل
نسخ حكمى شرعى با جايگزينى حكمى دشوارتر نسخ به اثقل ، از اقسام نسخ به بدل و مقابل نسخ به اخف و نسخ به مساوى بوده و عبارت است از نسخ حكم شرعى به وسيله شارع ، همراه با جايگزين نمودن حكمى كه دشوارتر از حكم منسوخ مىباشد ، مانند آنكه در حكم اول ، مسلمانان مخير بودهاند بين روزه و فديه دادن و سپس دليل ناسخ ، روزه را معين نموده ، كه در اينجا تعيين روزه ، مشقتدارتر از تخيير بين روزه و فديه است . و يا مانند نسخ روزه عاشورا ، به واسطه وجوب روزه رمضان ، كه آن يك روز بوده و اين يك ماه ، و بديهى است كه حكم ناسخ ، سختتر از حكم منسوخ است .
در جواز نسخ به اثقل ، اختلاف است ؛ بيشتر اصولىها آن را جايز مىدانند .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 237 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 301 .
زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 62 .
غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ج 1 ، ص 120 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 98 .
علم الهدى ، على بن حسين ، الذريعة الى اصول الشريعة ، ج 1 ، ص 420 .
نسخ به اخف
نسخ حكمى شرعى با جايگزينى حكمى آسانتر نسخ به اخف ، از اقسام نسخ به بدل و مقابل نسخ به اثقل و نسخ به مساوى بوده و عبارت است از نسخ حكم شرعى به وسيله شارع ، همراه با جايگزين نمودن حكمى كه آسانتر و راحتتر از حكم منسوخ مىباشد ، مانند آنكه در صدر اسلام هر مسلمانى ملزم بود در مقابل ده نفر جنگ كند ، سپس شارع ، اين حكم را نسخ نمود و تنها مقاتله در مقابل دو نفر را جايگزين آن كرد . « 1 * »
اين نوع از نسخ به اتفاق همه علما جايز بوده و واقع هم شده است ، مانند : نسخ حكم حرمت همبسترى با همسر در شبهاى ماه رمضان و جايگزينى حكم جواز همبسترى در اين شبها ، به دليل آيه مباركه :
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ .
« 2 * »
نكته :
حكمت نسخ به اخف ، ايجاد احساس راحتى و رضايت بيشتر در مكلف است .
زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 62 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 301 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 237 .
غزالى ، محمد بن محمد ، المستصفى من علم الاصول ( به ضميمه فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت ) ، ص 120 .
ابن عقيل ، على بن عقيل ، الواضح فى اصول الفقه ، ص 135 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 98 .
نسخ به بدل
نسخ حكمى شرعى با جايگزينى حكم ديگر نسخ به بدل ، مقابل نسخ به غير بدل بوده و عبارت است از نسخ حكم شرعى ، به وسيله شارع ، همراه با جايگزين نمودن حكم ديگر ؛ براى مثال ، خداى متعال ، مسلمانان را در صدر اسلام از جنگ با كفار نهى فرمود و آنان را به عفو و گذشت ترغيب و تشويق كرده و فرمود :
فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ،
« 1 - » سپس اين نهى را با اذن جهاد ، به وسيله آيه ديگر
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا
« 2 - » نسخ نمود ؛ بنابراين ، بدل از عفو و گذشت ، جهاد و قتال با كفار قرار داده شده است .
ابن عقيل ، على بن عقيل ، الواضح فى اصول الفقه ، ص 139 .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 301 .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 320 .
هامش
( 1 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 240 .
( 2 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 234 .
( 1 * ) . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 378 .
( 2 * ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 187 .
( 1 - ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 109 .
( 2 - ) . حج ( 22 ) ، آيه 39 .