عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 1 ، ص 233 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 228 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص ( 258 - 254 ) .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 209 .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 3 ، ص 489 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 519 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، القواعد الفقهية ، ج 1 ، ص 539 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 259 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص ( 119 - 110 ) .
خمينى ، روح الله ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 2 ، ص 308 و 386 .
روحانى ، محمد ، منتقى الاصول ، ج 5 ، ص 286 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 420 .
فاضل تونى ، عبد الله بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 85 .
قاعده نفى حرج
ر . ك : قاعده نفى عسر و حرج
قاعده نفى ضرر
ر . ك : قاعده لا ضرر
قاعده نفى عسر و حرج
سقوط تكليف شاقّ غير قابل تحمّل به حسب عادت قاعده نفى عسر و حرج ، از قواعد فقهى بوده و به اين معنا است كه هرگاه تكليفى داراى مشقت و دشوارى شديدى باشد كه تحمل آن عادتا براى مكلف سخت است ، آن تكليف ساقط مىگردد .
بنابراين ، غسل كردن در سرماى شديد يا روزه ماه رمضان در حق مريض يا پير در صورتى كه از تحمل عادى آنها فراتر باشد ، واجب نيست .
توضيح :
« حرج » در لغت به معناى ضيق ، محدوديت و در تنگنا قرار گرفتن است و « عسر » نيز در لغت به معناى سختى و دشوارى ، مقابل « يسر » به معناى آسانى و راحتى ، است . به نظر مرحوم « نراقى » حرج ، شديدتر از عسر است و نسبت ميان آن دو ، عموم و خصوص مطلق است ؛ يعنى هر حرجى عسر است ولى هر عسرى حرج نيست .
درباره حد و اندازه مشقتى كه باعث سقوط تكليف مىگردد ، ديدگاههاى متفاوتى وجود دارد ؛ برخى اعتقاد دارند عسر و حرج بايد « شديد » باشد ، برخى براى آن قيد « فاحش » و برخى ديگر قيد « عادتا غير قابل تحمل » را ذكر كردهاند .
از سخنان مرحوم « صاحب جواهر » برمىآيد كه ملاك ، عسر و حرجى است كه شديد و عادتا غير قابل تحمل باشد .
نكته اول :
عسر و حرج درجات متفاوتى دارد :
گاهى كار آنچنان دشوار مىشود كه انجام آن نامقدور مىگردد ؛ اينگونه موارد ، در زير عنوان « تكليف ما لا يطاق » و غير مقدور قرار گرفته و از تحت قاعده « لا حرج » بيرون مىآيد .
گاهى كارى غير مقدور نيست ، ولى انجام آن ، موجب اختلال نظام جامعه مىگردد ، مانند اينكه فردى براى قصاص از ديگرى بدون مراجعه به مراجع صالح قضايى شخصا اقدام كند ، كه اين نيز از تحت قاعده « لا حرج » خارج است .
گاهى كارى مقدور است و موجب به هم ريختن نظام هم نيست ، ولى موجب ضرر و زيان مىشود ؛ اينگونه كارها مشمول قاعده « لا ضرر » مىباشد .
گاهى كارى مقدور ، ولى دشوار و داراى مشقت زياد است ، بهگونهاى كه از نظر عرف قابل تحمل نيست ؛ اين مورد تحت قاعده « لا حرج » قرار مىگيرد .
نكته دوم :
به تعدادى از آيات و روايات ، براى اثبات اين قاعده استدلال شده است :
1 .
« جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ . . . ؛
در راه خدا كوشش فراوان و شايسته به كار ببنديد ، خداوند شما را برگزيد و در احكام دين ، حكم حرجى بر شما مقرر ننمود » . « 1 »
2 .
ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ ؛
خداوند اراده قرار دادن حرج را بر شما ننموده است » . « 2 »
3 .
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ؛
خداوند بر شما آسانى را اراده كرده است نه سختى را » . « 3 »
4 . روايت ابو بصير از امام صادق عليه السّلام كه حضرت در جواب پرسشى درباره چگونگى استفاده از بركهاى كه آب زيادى در آن جمع شده است و پليدىهايى در آن ريخته شده است ، فرمود : « . . . اخرج الماء بيدك ثم توضأ ، فان الدين ليس بمضيق ، فان الله يقول : ما جعل عليكم فى الدين من حرج ؛ سطح آب را با دست باز كن ، آب را بيرون بياورد و وضو بگير ، زيرا اسلام سخت نمىگيرد و خداوند مىفرمايد : در دين حرجى بر شما قرار داده نشده است » .
نكته سوم :
در اينكه عسر و حرج ، شخصى است يا نوعى ، اختلاف وجود دارد ؛ بيشتر صاحبنظران برآناند كه ملاك ، عسر و حرج شخصى ( عسر و حرجى كه شخص خاص نتواند آن را تحمل كند ) است ، نه عسر و حرج نوعى ( عسر و حرجى كه نوع مردم نتوانند آن را تحمل كنند ) .
نراقى ، محمد بن احمد ، عوائد الايام ، ص 57 .
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) ، آيه 77 .
( 2 ) . مائدة ( 5 ) ، آيه 6 .
( 3 ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 158 .