فعل
ر . ك : افعال
فعل امر
ر . ك : صيغه امر ؛ ماده امر ؛ وضع فعل امر .
فعل رسول صلّى اللّه عليه و آله
ر . ك : فعل نبى صلّى اللّه عليه و آله
فعل مأمور به
ر . ك : مأمور به
فعل ماضى
ر . ك : وضع فعل ماضى .
فعل متجرى به
ر . ك : متجرّى به
فعل مضارع
ر . ك : وضع فعل مضارع .
فعل معصوم عليه السّلام
ر . ك : سنت فعلى
فعل منقاد به
ر . ك : منقاد به
فعل منهى عنه
ر . ك : منهى عنه
فعل نبى صلّى اللّه عليه و آله
فعل صادر شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مقام تشريع ؛ از اقسام سنّت فعل نبى صلّى اللّه عليه و آله ، مقابل قول نبى صلّى اللّه عليه و آله و از اقسام سنت نبوى بوده و عبارت است از فعلى كه از رسول گرامى اسلام ، در مقام تشريع صادر شده است .
ميان علما اختلاف است كه آيا فعل رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله به تنهايى ( و به دور از هرگونه قرينهاى ) بر حكمى در حق مسلمين دلالت مىكند يا نه . در اين باره چهار ديدگاه وجود دارد :
1 . فعل آن حضرت بر وجوب دلالت مىكند ؛
2 . فعل آن حضرت بر استحباب دلالت مىكند ؛
3 . فعل آن حضرت بر اباحه دلالت مىكند ؛
4 . فعل آن حضرت بر چيزى دلالت نمىكند و بايد توقف كرد ، مگر اينكه قرينهاى بر يكى از احكام وجود داشته باشد .
صاحبان هريك از اين اقوال ، براى ادعاى خود دلايلى ارائه نمودهاند كه در جاى خود بيان شده است .
نكته :
در مواردى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از ارتكاب برخى اعمال خوددارى نموده است ، اين ترك فعل ، دستكم بر كراهت آن عمل دلالت مىكند .
بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 68 .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 3 ، ص 229 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 122 - 121 ) .
فعليت شك و يقين
توجه مكلّف به يقين سابق و شك لاحق ؛ از اركان استصحاب فعليت شك و يقين ، از اركان استصحاب بوده و به اين معنا است كه مكلف كاملا به وضع خويش آگاه است كه نسبت به چيزى يقين سابق و شك لاحق دارد ؛ مثل اينكه شخص توجه داشته باشد كه در گذشته به محدث شدن يقين داشته و سپس شك كرده آيا وضو گرفته يا نه ، كه در اينجا ، يقين و شك وى فعلى بوده ( تقديرى نيست ) و بقاى حدث استصحاب مىشود .
ميان اصوليون بحث است كه آيا در باب استصحاب ، يقين و شك فعلى لازم است يا اينكه يقين و شك تقديرى هم كافى است .
مشهور اصوليون معتقدند بايد يقين و شك ، فعلى باشد ، ولى برخى از اصولىها يقين و شك تقديرى را هم كافى مىدانند .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص 210 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 252 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 317 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 348 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 19 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 4 ، جزء 1 ، ص 13 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 107 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 459 .
فعليت يقين و شك
ر . ك : فعليت شك و يقين
فقدان دليل
فقدان قطع يا دليل شرعى معتبر بر حكم ؛ از عوامل شك در حكم فقدان دليل ، از عوامل شك در حكم ، و به معناى عدم وجود قطع و يا دليل شرعى معتبر بر حكم شرعى در مسألهاى خاص است ؛ مانند شك در حرمت استعمال دخانيات به سبب عدم وجود دليل معتبر شرعى درباره آن .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 240 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 209 .
فقدان نص
ر . ك : فقدان دليل
فقه
علم به احكام شرعى فرعى از دلايل تفصيلى فقه ، در لغت به معناى فهم ، فطانت و فهم عميق و دقيق به كار رفته است . اين واژه در قرآن و احاديث كاربرد گستردهاى دارد