فرض
ر . ك : وجوب
فرض عينى
ر . ك : وجوب عينى
فرض كفائى
ر . ك : وجوب كفائى
فرع
واقعه فاقد حكم منصوص ؛ يكى از اركان قياس فقهى فرع يا مقيس ، از اركان قياس بوده و عبارت است از مورد يا واقعهاى ( موضوعى ) كه حكم آن از طريق نص يا اجماع بيان نشده و مجتهد در پى كشف حكم آن از طريق قياس است .
براى مثال ، در قياس حرمت شرب نبيذ به حرمت شرب خمر ، نبيذ ، فرع ناميده مىشود ، زيرا نص خاص بر اثبات حكم آن وارد نشده و مجتهد در صدد است تا از راه قياس آن با خمر ، حكم آن را به دست آورد .
ابن سينا ، حسين بن عبد الله ، اشارات و تنبيهات ، ص 369 .
ابن سينا ، حسين بن عبد الله ، النجاة ، ص 107 .
ابن سينا ، حسين بن عبد الله ، دانشنامه علائى ، ص 44 .
صدر الدين شيرازى ، محمد بن ابراهيم ، منطق نوين ، ص 574 .
مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 299 .
سبزوارى ، هادى بن مهدى ، شرح المنظومة - منطق ، ص 312 .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، الجوهر النضيد ، ص 189 .
شهابى ، محمود ، رهبر خرد ، ص 241 .
بهمنيار بن مرزبان ، التحصيل ، ص 189 .
سهروردى ، يحيى بن حبش ، منطق التلويحات ، ص 67 .
قطب الدين رازى ، محمد بن محمد ، تحرير القواعد المنطقيّة فى شرح رسالة الشّمسيّة ، ص 166 .
گرامى ، محمد على ، منطق مقارن ، ص 141 .
فرق
خصوصيت مانع از سرايت حكم اصل به فرع در قياس فقهى فرق ، از مبطلات علت در قياس شمرده مىشود و به معناى وجود خصوصيتى در اصل و يا در فرع است ، كه از سرايت حكم از اصل به فرع مانع مىگردد .
فرق بر دو قسم است :
1 . گاهى خصوصيتى در « اصل » وجود دارد كه « فرع » آن را ندارد و اين خصوصيت به عنوان جزئى از علت حكم محسوب شده است ؛ براى مثال ، در اينكه خروج نجاست از مجراى طبيعى موجب نقض و بطلان وضو مىگردد ، اختلافى وجود ندارد ، اما در اينكه خروج نجاست از غير مجراى طبيعى نيز باعث نقض وضو مىگردد يا نه ، اختلاف است :
« حنفى » مىگويد : در اين فرض نيز وضو نقض مىگردد ، زيرا اصل و فرع در علت خروج نجاست اشتراك دارند .
اما « شافعى » مىگويد : خروج از مجراى طبيعى خصوصيت دارد ، پس اين فرض موجب نقض وضو نيست ، زيرا علت حكم در اصل ، خروج نجاست از مجراى مخصوص است كه در اين فرع وجود ندارد .
2 . گاهى خصوصيتى در فرع وجود دارد كه مانع از سرايت حكم اصل به آن مىگردد . به اين قسم « قياس مع الفارق » گفته مىشود ؛ براى مثال ، « حنفى » معتقد است اگر مسلمانى ، كافر ذمى را از روى عمد به قتل برساند ، قصاص مىگردد ، اما « شافعى » بر اين نظر است كه خصوصيت مسلمان بودن قاتل ، مانع قصاص او مىشود ، و قياس « حنفى » را مع الفارق مىداند .
نكته :
اصوليون اهل سنت در تعريف فرق و نيز مبطل بودن آن براى قياس اختلاف نمودهاند .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 701 .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 5 ، ص 271 .
زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص 144 .
فرقان
ر . ك : كتاب
فروض اعيان
ر . ك : وجوب عينى
فروض كفايت
ر . ك : وجوب كفائى
فساد
نقصان به حسب اجزا و شرايط فساد ، مقابل صحت مىباشد . در هر علمى براى صحت و فساد معنايى در نظر گرفته شده كه با يكديگر متفاوت است ، از جمله :
1 . در اصطلاح علم اصول ، صحت به معناى تماميت اجزا و شرايط است و عبادت يا معامله صحيح آن است كه داراى همه اجزا و شرايط باشد . در مقابل ، فساد به معناى تام و كامل نبودن است و به عبادت يا معاملهاى كه داراى همه اجزا و شرايط نباشد ، فاسد گفته مىشود .
در كتاب « محاضرات فى اصول الفقه » آمده است :
« الظاهر ان الصحة بمعنى التمامية من حيث الاجزاء و الشرائط التى يعبر عنها فى لغة الفرس بكلمة ( درستى ) » . « 1 »
2 . در علم فقه ، عمل صحيح ، به عملى گفته مىشود كه به دنبال آن اعاده و قضا نباشد ؛ براى مثال ، نماز صحيح آن است
هامش
( 1 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 135 .