مرحوم « آخوند خراسانى » براى حل اين اشكال دو راه حل ارائه نموده است :
1 . عبادت در اين بحث به معناى عبادت ذاتى است كه منافاتى با تعلق نهى به آن ندارد ؛
2 . عبادت در اينجا به معناى عبادت شأنى و تعليقى است ؛ يعنى هرچند الآن به آن ، نهى تعلق گرفته ، امّا اگر به جاى نهى ، امر به آن تعلق مىگرفت ، امر آن عبادى مىبود .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 7 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص ( 197 - 196 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 224 .
موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 131 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 605 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 281 .
عبادت مكروه
فعل عبادى معروض نهى كراهتى عبادت مكروه ، عبادتى است كه نهى تنزيهى به آن تعلق گرفته است ؛ به بيان ديگر ، عبادت مكروه به معناى فردى از افراد عبادت است كه نسبت به افراد ديگر آن ، ثواب كمترى دارد .
براى مثال ، اگر مسافرى نماز شكسته را به امام جماعتى كه نمازش كامل است اقتدا كند ، اين نماز كراهت پيدا مىكند ؛ يعنى ثواب آن از ساير نمازهاى جماعتى كه در آنها ، حاضر ( مقابل مسافر ) به حاضر اقتدا مىكند ، كمتر است .
كراهت در عبادات به معناى « اقلّيت ثواب » است ؛ يعنى اگر عبادتى داراى چند فرد باشد و به يكى از آنها ، نهى تنزيهى يا كراهتى تعلق گيرد ، ثواب اين فرد در مقايسه با افراد ديگر از همان طبيعت يا نوع از عبادت كمتر است .
اما كراهت در غير عبادت به معناى منقصت موجود در نفس فعل است ؛ يعنى آن عنوان ، مبغوض مولا است هرچند مبغوض بودن آن به حدى نرسيده كه ترك آن واجب شود ، اما مولا انجام آن را دوست ندارد .
نكته اول :
عبادات مكروه بر سه قسم است :
1 . عباداتى كه نهى كراهتى ( تنزيهى ) به ذات و عنوان عبادت تعلق گرفته است ؛ يعنى همان چيزى كه مأمور به به امر وجوبى يا استحبابى است ، منهى عنه به نهى تنزيهى نيز هست ؛ يعنى نهى ، به نفس آن تعلق گرفته و هيچ بدلى هم براى آن تصور نمىشود ، مانند : روزه روز عاشورا .
2 . نهى تنزيهى به نفس عبادت تعلق گرفته ، اما داراى بدل است ، مانند : نماز در حمام .
3 . در لسان و ظاهر دليل ، نهى به عنوان عبادت تعلق گرفته ، اما در حقيقت ، نهى تنزيهى متوجه عبادت نشده بلكه به عنوانى تعلق گرفته كه آن عنوان با عبادت اتحاد وجودى پيدا كرده ، و چهبسا اتحاد وجودى هم ندارند بلكه بين آنها ملازمه وجودى است ، مثل : كراهت نماز در موضع تهمت كه در حقيقت ، نماز كراهت ندارد بلكه كراهت مربوط به نفس بودن و توقف در موضع اتهام است .
نكته دوم :
برخى از اصوليون مشكل كراهت عبادات را بهگونهاى ديگر حل كردهاند . « 1 »
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 146 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 139 .
بهبهانى ، محمد باقر بن محمد اكمل ، الفوائد الحائرية ، ص 169 .
حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ج 1 ، ص 165 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 384 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 197 - 196 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 90 - 79 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص ( 287 - 286 ) .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص ( 146 - 142 ) .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 572 .
عبارت نص
ر . ك : دلالت منطوقى
عدد
مصداق كم منفصل عدد ، همان كم منفصل است كه كميت آن به دليل قابليت شمارش آن با واحد است و انفصال آن به اين سبب است كه ميان اجزاى آن ، حد مشتركى وجود ندارد .
برخى ، ماهيت عدد را مركب دانسته و مىگويند : عدد كثرتى است كه از وحدتها يا آحاد تشكيل شده است و به همين دليل ، يك و دو ، عدد نمىباشد .
برخى مانند مرحوم « ملا صدرا » معتقدند ماهيت عدد بسيط است و اجزاى مختلف در آن وجود ندارد ، اما وحدت آن ضعيف است ، چون وحدت آن ، عين كثرت بوده و اختلاف انواع عدد ، به مجرد زيادت و نقصان است .
نيز ر . ك : مفهوم عدد .
تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص ( 951 - 949 ) .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 129 .
جرجانى ، محمد بن على ، كتاب التعريفات ، ص 63 .
عدد مرجحات
ر . ك : تعداد مرجحات
هامش
( 1 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 423 .