عبادت شأنى
فعل داراى قابليت عبادت بودن عبادت شأنى ، مقابل عبادت فعلى بوده و عبارت است از عبادتى كه در حال حاضر به آن نهى تعلق گرفته است بالفعل عبادت نيست ولى اگر به جاى نهى ، به آن امر تعلق مىگرفت صلاحيت مقربيت داشت و آن امر ، عبادى مىبود . در حقيقت ، عباديت آن تعليقى است و شأنيت عبادى بودن دارد ، مثل : نماز حائض و روزه عيد فطر و عيد قربان ، كه اگر نهى به آنها تعلق نمىگرفت ، صلاحيت و شأنيت عبادت بودن را داشتند ، هرچند اكنون به واسطه نهى شارع ، حرمت پيدا كردهاند .
نيز ر . ك : عبادت فعلى .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 7 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 281 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 224 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 605 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص ( 218 - 217 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 198 .
عبادت صحيح
فعل خارجى مطابق با امر عبادى مولا عبادت صحيح ، مقابل عبادت فاسد بوده و به عبادتى گفته مىشود كه در خارج مطابق با امر مولا انجام شود ؛ يعنى بهطور كامل و با تمامى اجزا و شرايط آن بهجا آورده شود ( تام الاجزاء و الشرائط ) و موجب برائت ذمه مكلف گرديده و اثر خاص آن عبادت برآن نيز بار شود ؛ براى مثال ، نماز صحيح باعث دورى شخص از فحشا و منكر مىگردد ( ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ) ؛ به بيان ديگر ، عبادت صحيح ، عبادتى است كه موجب سقوط اعاده در وقت و قضا در خارج وقت مىگردد .
در عبادت صحيح دو شرط لحاظ شده است :
1 . ذاتا صلاحيت مقربيت به مولا را داشته باشد ؛
2 . مكلف نيز در عمل ، آن را به قصد قربت انجام دهد . « 1 »
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 215 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 96 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 2 ، 1 ، ص 38 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 220 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 607 .
عبادت غير ذاتى
فعل نيازمند امر شارع و قصد قربت ، در صدق عبادت برآن عبادت غير ذاتى ، مقابل عبادت ذاتى بوده و به عملى گفته مىشود كه براى نزديك كردن و تقرب عبد به مولا صلاحيت دارد و بالفعل نيز به آن امر تعلق گرفته است ؛ به بيان ديگر ، عبادت بودن آن بر قصد قربت توقف دارد و قصد قربت در آن نيز منوط به تعلق امر به آن است ، مانند : وقوف در عرفات و سعى بين صفا و مروه .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص ( 297 - 296 ) .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص ( 464 - 463 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 218 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 607 .
عبادت فاسد
فعل خارجى غير مطابق با امر عبادى مولا عبادت فاسد ، عبادتى است كه اجزا و يا شرايط آن ناقص بوده و موجب برائت ذمه مكلف نمىگردد ؛ به بيان ديگر ، عبادت فاسد عبادتى است كه « مأتى به » مطابق « مأمور به » نباشد و به همين دليل اثر خاص آن عبادت بر اين فرد بار نگردد ؛ براى مثال ، اثر نماز صحيح ، دورى از فحشا و منكر است ( ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ) بنابراين ، نماز فاسد نمازى است كه به سبب فقدان پارهاى از اجزا و شرايط ، اين اثر را نداشته باشد . عبادت فاسد موجب سقوط اعاده ( در وقت و يا قضا در خارج وقت ) نمىگردد .
نيز ر . ك : عبادت صحيح .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 220 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 44 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 607 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 189 .
عبادت فعلى
عمل متعلق امر عبادى فعلى ، يا فعل بىنياز از امر عبادى ، در صدق عبادت برآن عبادت فعلى ، به عبادتى گفته مىشود كه يا عبادى بودنش ذاتى است كه احتياج به امر ندارد و يا اينكه براى نزديك كردن عبد به مولا صلاحيت داشته و از سوى مولا نيز به آن امر شده است ؛ يعنى مكلف مىتواند به وسيله قصد امر ، خود را به مولا نزديك سازد .
نكته :
در اينكه آيا نهى از عبادت موجب فساد آن است يا نه ، اصوليون با اين اشكال روبهرو شدهاند كه چگونه ممكن است به فعل عبادى كه محبوب مولا است ، نهى تعلق گيرد ، زيرا عبادت يعنى آنچه امر استحبابى يا وجوبى به آن تعلق گرفته است و اين نشاندهنده محبوب بودن آن نزد مولا است ، حال چگونه ممكن است به همين امر محبوب ، نهى تعلق گرفته و مبغوض مولا گردد ؟
هامش
( 1 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 44 .