وى در برابر آن سكوت نمايد . چنين تقريرى ، از امضا و موافقت معصوم عليه السّلام پرده برمىدارد و يقين حاصل مىشود كه حكم شرعى واقعى همين است ، و گرنه بر امام عليه السّلام واجب بود كه از باب ارشاد جاهل و يا نهى از منكر ، حكم الهى را بيان كند .
شرط حجيت اجماع از راه تقرير اين است كه معصوم عليه السّلام از انعقاد اجماع آگاهى داشته باشد و مانعى براى اظهارنظر وى اگرچه در قالب القاى خلاف ميان اجماعكنندگان وجود نداشته باشد .
روشن است كه اتفاق همگانى در اين طريق موضوعيتى ندارد ، بلكه اگر يك نفر هم نزد امام عليه السّلام اجماع و اتفاق علما را بر حكمى بيان كند و امام عليه السّلام با وجود آماده بودن زمينه مخالفت ، سكوت كند ، اين سكوت ، نشانه موافقت او است .
نكته :
« طريق تقرير » شباهت زيادى به « طريق لطف » دارد و فرق آن دو در اين است كه نظر و ديدگاه امام معصوم عليه السّلام در طريق تقرير ، از راه شرع و در طريق لطف ، از راه عقل كشف مىشود .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 332 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 103 .
غراوى ، محمد عبد الحسن محسن ، مصادر الاستنباط بين الاصوليين و الاخباريين ، ص 172 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 210 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 216 .
طريق جعلى
ر . ك : اماره تأسيسى
طريق حدس
حدس رأى معصوم عليه السّلام بعد از كشف اتفاقآراى همه فقها در يك مسئله طريق حدس ، از « طرق كاشفيت اجماع » بوده و به اين معنا است كه مكلف با دست يافتن به آراى همه فقها در يك مسئله ، رأى معصوم عليه السّلام را حدس مىزند . دليل اين امر آن است كه به طور معمول مشاهده مىشود فقها در بسيارى از مسائل و احكام شرعى اختلافنظر دارند ؛ حال اگر در مسألهاى همه علما باهم اتفاق نمايند ، به مقتضاى عقل و عادت ، نظر و رأى امامان مذهب هم حدس زده مىشود ، زيرا ميان اتفاق مرئوسان و رضايت رئيس آنان عادتا ملازمه وجود دارد .
ويژگىهاى اين طريقه عبارت است از :
1 . لازم است ديدگاه همه علما در همه دورهها در اينباره يكى باشد تا نسبت به رأى امام عليه السّلام حدس قطعى پيدا شود ؛
2 . در اين طريقه ، وجود و عدم افراد مجهول النسب اعتبارى ندارد ؛
3 . مخالفت گروهى از فقها كه تخصص كافى در فقه دارند ، مضر مىباشد ؛
4 . در موضوع مورد اجماع ، نبايد اصل يا قاعده يا دليل معتبرى موافق رأى اجماعكنندگان وجود داشته باشد .
نكته اول :
فرق ميان حدس با حس در اين است كه حس به معناى شناخت و درك چيزى به كمك يكى از حواس پنجگانه ظاهرى است ، ولى حدس يعنى پى بردن به مطلبى به صورت ناگهانى و آنى ، كه نوعى الهام به حساب مىآيد .
نكته دوم :
مرحوم « شيخ انصارى » ، « محقق قمى » و « حاج آقا رضاى همدانى » در برخى آثار خود ، طريق حدس را پذيرفتهاند و مرحوم « صاحب فصول » آن را به بيشتر محققان نسبت داده است .
غراوى ، محمد عبد الحسن محسن ، مصادر الاستنباط بين الاصوليين و الاخباريين ، ص 172 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 83 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 331 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 103 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 246 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 404 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 192 .
طريق حس
كشف رأى معصوم عليه السّلام توسط مجتهد از طريق يافتن اتفاق آراى فقهاى عصر خويش ، با علم به دخول معصوم عليه السّلام طريق حس ، از طرق كاشفيت اجماع بوده و به اين معنا است كه شخص مجتهدى به قصد تحصيل اجماع به محضر عالمان عصر خويش رسيده و نظر آنان را در مسئله به دست مىآورد و علم پيدا مىكند كه امام عليه السّلام در ميان مجمعين بوده است ، هرچند به طور معين نداند كداميك از آنان امام عليه السّلام است .
نام ديگر اين شيوه ، اجماع دخولى و يا تضمنى است .
برخى از ويژگىهاى اين طريق عبارت است از :
1 . منحصر به زمان حضور امام عليه السّلام بوده و براى دوران غيبت مفيد نيست ؛
2 . در ميان اجماعكنندگان بايد افرادى ناشناخته باشند و اگر همگى شناخته شده باشند ، اين طريق كارآيى ندارد ؛
3 . مخالفت افراد شناخته شده ، هرچند تعدادشان زياد باشد ، به حال اجماع ضررى ندارد ، ولى مخالفت افراد مجهول النسب ، گرچه تعدادشان اندك باشد ، به اجماع آسيب رسانده و سبب مىشود به وجود معصوم عليه السّلام در ميان اجماعكنندگان يقين پيدا نشود .
نكته :
فقهاى متقدم همانند مرحوم « شيخ مفيد » در كتاب « اوائل المقالات » ، « سيد مرتضى » در « الذريعة » ، « ابو الصلاح حلبى » در