دليل مورود
دليل داراى موضوع منتفى شده به سبب دليل ديگر دليل وارد - دليل مورود ، به دليلى گفته مىشود كه موضوع آن با آمدن دليل وارد حقيقتا منتفى مىگردد ، مانند : « عدم البيان » كه موضوع برائت عقلى است و با آمدن دليل وارد استصحاب ) منتفى مىشود .
نيز ر . ك : ورود .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 285 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 301 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 6 ، ص 56 .
دليل ناقص
ر . ك : امارات
دليل نقلى
ر . ك : ادله شرعى
دليل وارد
دليل منتفىكننده موضوع دليل ديگر دليل وارد ، به دليلى گفته مىشود كه موجب از بين رفتن حقيقى موضوع دليل ديگر مىگردد ، مانند : استصحاب كه موجب از بين رفتن موضوع اصول عقلى مثل برائت عقلى ، تخيير و احتياط كه عبارت است از عدم بيان ، مىگردد .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 285 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 4 ، ص 301 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 262 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 48 .
همان ، ج 2 ، ص 160 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 204 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 6 ، ص 52 .
دليليت سيره
ر . ك : حجيت سيره
دليل يقينى
ر . ك : ادله قطعى
[ دليلين ]
دليلين متعادلين
دو دليل متعارض برابر به حسب اسباب ترجيح دليلين متعادلين ، مقابل دليلين متفاضلين بوده و عبارت است از دو دليل متعارضى كه بعد از جستوجوى مكلف از مرجح ، هيچگونه رجحان و امتيازى بر يكديگر نداشته باشند ؛ مانند اينكه يكى از دو دليل متعارض بگويد : نماز جمعه واجب است و دليل ديگر بگويد : نماز جمعه واجب نيست و هيچگونه مرجحى نيز كه باعث ترجيح يكى بر ديگرى شود وجود نداشته باشد .
در اينكه هنگام تعادل دو دليل متعارض وظيفه چيست ، ميان اصوليون اختلاف است ؛ بنا بر مقتضاى قاعده اولى در دو دليل متعادل و بنا بر مسلك طريقيت در حجيت امارات ، مشهور علماى متأخر همانند مرحوم « آخوند خراسانى » ، « ميرزاى نايينى » و « مظفر » ، اصل را تساقط و برخى ديگر تخيير مىدانند .
اما بنا بر مقتضاى قاعده ثانوى در اخبار متعارض ، ميان علما سه ديدگاه وجود دارد :
1 . مشهور علما مستفاد از اخبار را ، تخيير دانستهاند ؛
2 . گروهى از فقيهان مىگويند : مجتهد هنگام برخورد با دو دليل متعارض بايد توقف كند ؛
3 . جمعى ديگر از فقيهان گفتهاند : مجتهد هنگام برخورد با دو دليل متعارض متعادل بايد احتياط كند .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 224 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 505 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص ( 765 - 753 ) .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 490 - 441 ) .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 55 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 206 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 407 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 682 .
دليلين متعارضين
دو دليل متنافى به حسب مدلول دليلين متعارضين ، به دو دليلى گفته مىشود كه در ناحيه مدلول تنافى و تكاذب دارند ، چه اين تنافى به صورت تناقض باشد و چه به صورت تضاد ؛ به بيان ديگر ، تنافى ميان دو دليل متعارض تنافى ميان مدلول آن دو است ، بهگونهاى كه اجتماع آن دو در حجيت محال مىباشد .
تنافى دو دليل ، گاهى ذاتى است و گاهى عرضى .
تنافى ذاتى يا به دليل اجتماع نقيضين است ، مثل اينكه يك دليل بگويد : نماز جمعه در عصر غيبت واجب است و دليل ديگر بگويد : واجب نيست ، و يا به علت اجتماع ضدين است ، مثل اينكه يك دليل مىگويد : نماز جمعه در عصر غيبت واجب و دليل ديگر مىگويد حرام است .
تنافى عرضى در جايى رخ مىدهد كه دو دليل از نظر ذاتى با يكديگر تعارض ندارند ، بلكه تعارض آنها به واسطه عوامل خارجى است ، مانند اينكه يكى از دو دليل مىگويد : نماز جمعه واجب است و دليل ديگر مىگويد : نماز ظهر واجب است ، ولى اجماع وجود دارد كه در ظهر جمعه بيش از يك نماز واجب نيست و اين اجماع سبب تعارض آن دو دليل مىگردد ، بهگونهاى كه هركدام ديگرى را تكذيب مىنمايد .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 405 .