مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 86 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 456 و 459 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 119 - 118 ) .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص ( 140 - 130 ) .
دلالت نهى نفسى بر فساد
بحث از دلالت يا عدم دلالت نهى نفسى بر فساد متعلق آن دلالت نهى نفسى بر فساد ، مقابل دلالت نهى غيرى بر فساد بوده و منظور از آن ، اين است كه اگر نهى نفسى متوجه معامله يا عبادتى شود آيا بر فساد منهى عنه آنها دلالت مىكند يا نه . قبل از پرداختن به پاسخ ، لازم است دانسته شود كه در نهى نفسى ، نهى مولا به نفس فعل تعلق مىگيرد ، مانند : نهى شارع از روزه گرفتن در عيد فطر و عيد قربان و يا نهى مولا از اقامه نماز در مكان غصبى .
اصوليون درباره دلالت نهى نفسى بر فساد اختلاف دارند :
1 . بيشتر آنها نهى نفسى از عبادت را سبب فساد آن مىدانند ؛
2 . « ابو حنيفه » و « شيبانى » معتقداند نهى نفسى چه در معاملات چه در عبادات بر صحت دلالت مىكند ؛ « 1 »
3 . برخى ميان معاملات و عبادات تفصيل داده و گفتهاند :
اگر نهى نفسى متوجه عبادات گردد ، بر فساد ، و چنانچه به معاملات تعلق گيرد ، بر صحت دلالت مىكند ؛ « 2 »
4 . مشهور اصوليون همانند مرحوم « محقق خراسانى » « 3 » ميان تعلق نهى نفسى به مسبب يا تسبّب معامله و تعلق آن به سبب تفصيل داده و گفتهاند در صورت اول ، نهى بر صحت ، و در صورت دوم ، بر عدم صحت دلالت مىكند ؛
5 . عدهاى ديگر همانند مرحوم « محقق نايينى » از لحاظ سبب و مسبب در معامله تفصيل دادهاند ؛ به اين معنا كه اگر نهى مولوى به مسبب تعلق گيرد ، بر فساد ، و اگر به سبب تعلق بگيرد ، بر صحت دلالت مىكند ؛ « 4 »
6 . مرحوم « شيخ عبد الكريم حائرى » معتقد است :
اگر نهى به عقود و ايقاعات به لحاظ آثار آنها تعلق گيرد ، بر صحت دلالت مىكند ؛ « 5 »
7 . گروهى اينگونه تفصيل دادهاند كه اگر نهى به تسبّب معامله ايجاد معامله به سبب و آلت خاصى تعلق بگيرد ، مانند :
« لا تتملك شيئا بالربا » و يا به نتيجه آن تعلق گيرد مانند : « لا تأكل ثمن الخمر » كه نهى به ثمنى تعلق گرفته كه نتيجه عقد است در هر دو صورت ، نهى بر فساد منهى عنه دلالت مىكند . « 6 »
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص ( 132 - 131 ) .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 323 - 318 ) .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص ( 31 - 30 ) .
دلالت وضعى
دلالت ناشى از وضع ملازمه بين دو شىء توسط واضع دلالت وضعى ، مقابل دلالت ذاتى بوده و در جايى است كه ملازمه بين دو شىء ، از وضع واضع نشأت گرفته باشد ؛ به اين ترتيب كه واضع ، وجود يكى از دو شىء را دليل بر وجود ديگرى قرار دهد ، مانند : وضع الفاظ براى دلالت بر معانى ، اشارههاى انسان لال ، رموز حساب و هندسه و ساير علوم ؛ پس وقتى انسان ، ملازمه بين اين دو چيز را بداند و به وضع و وجود دالّ علم داشته باشد ، ذهن او از يكى ( دالّ ) به ديگرى ( مدلول ) منتقل مىشود .
نكته :
در اينكه دلالت وضعى از نوع دلالت تصورى است يا تصديقى ، ميان اصوليون اختلاف وجود دارد ؛ ديدگاه مشهور آن است كه از اقسام دلالت تصورى است ، هرچند گروهى ، آن را از اقسام دلالت تصديقى مىدانند .
نصير الدين طوسى ، محمد بن محمد ، اساس الاقتباس ، ص 63 .
سبزوارى ، هادى بن مهدى ، شرح المنظومة - منطق ، ص 103 .
شهابى ، محمود ، رهبر خرد ، ص 17 .
جرجانى ، على بن محمد ، الكبرى فى المنطق ، ص 172 .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، الجوهر النضيد ، ص 8 .
خوانسارى ، محمد ، منطق صورى ، جزء 1 ، ص 58 .
مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص ( 38 - 37 ) .
قطب الدين شيرازى ، محمود بن مسعود ، درة التاج ، منطق ، جزء 2 ، ص 14 .
فرصت شيرازى ، محمد نصير بن جعفر ، اشكال الميزان ، ص 8 .
گرامى ، محمد على ، منطق مقارن ، ص 45 .
قطب الدين رازى ، محمد بن محمد ، تحرير القواعد المنطقيّة فى شرح رسالة الشّمسيّة ، ص 29 .
دلايل حجيت اصل برائت
ر . ك : ادله برائت
دلايل حقيقت
ر . ك : علايم حقيقت
دلايل فقه
ر . ك : اصول فقه ( حوزه اصلى )
دليل
ر . ك : ادله
هامش
( 1 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 227 .
( 2 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 618 .
( 3 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 226 - 225 ) .
( 4 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 404 .
( 5 ) . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 189 .
( 6 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 618 .