چشم مىخورد و چارهاى نيست جز اينكه براى آگاهى يافتن از معانى آنها ، به كتابهاى لغت مراجعه گردد ؛ حال اگر قول لغوى حجت نباشد ، لازم مىآيد كه دست مجتهد از تمسك به آيات و روايات كوتاه شده و در نتيجه ، باب استنباط احكام و اجتهاد مسدود گردد ؛ پس چارهاى نيست جز اينكه به قول لغوى هرچند كه مفيد علم نباشد مراجعه شود .
3 . مرحوم « ميرزاى قمى » و پيروان او معتقدند باب علم نسبت به احكام شرعى به روى ما بسته است و به حكم مقدمات دليل انسداد ، مطلق ظن در حق ما حجت است ، و قول لغوى در زمره همين ظنون بوده و به همين دليل ، حجّت مىباشد .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 131 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 329 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 131 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 236 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 296 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ص ( 291 - 284 ) .
مختارى مازندرانى ، محمد حسين ، فرهنگ اصطلاحات اصولى ، ص 202 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 295 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 178 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص ( 77 - 74 ) .
حجيت قول مجتهد
ر . ك : حجيت فتوا
حجيت قياس
صحّت استناد به قياس فقهى تمثيل منطقى در استنباط حكم شرعى حجيت قياس ، به معناى معتبر بودن تمسك به آن در استنباط احكام شرعى است ، كه لازمه آن ، منجّزيت در صورت مطابقت با واقع و معذّريت در صورت مخالفت با واقع است .
درباره ارزش و اعتبار قياس ، مباحث زيادى ميان فرقههاى مختلف اهل سنت از يكسو ، و علماى تشيع و تسنن ، از سوى ديگر ، مطرح شده است . بهطور كلى مىتوان گفت : بيشتر اهل سنت ، قياس را معتبر دانستهاند ، امّا برخى ، همانند فرقه ظاهريه ، آن را حجت نمىدانند . از مسلّمات مذهب تشيع ، عدم حجيت قياس به عنوان دليل شرعى است .
آراى زيادى در مورد حجيت و عدم حجيت قياس وجود دارد كه مىتوان آنها را در قالب سه نظريه اصلى مطرح نمود :
1 . تمسك به قياس ، محال عقلى است . « غزالى » اين ديدگاه را به شيعه و معتزله ، و برخى ديگر آن را به « احمد بن حنبل » نسبت دادهاند . نسبت دادن اين نظريه به شيعه صحيح نيست .
2 . تمسك به قياس واجب عقلى است . « غزالى » اين نظريه را به گروهى از اهل سنت نسبت مىدهد .
3 . تمسك به قياس ، از نظر عقلى ممكن است . « ظاهريه » از اهل سنت ، همانند « ابن حزم » در كتاب « ابطال القياس » ، و همه عالمان شيعى آن را عقلى مىشمارند ، اگرچه تعبد به آن را از نظر شرعى جايز نمىدانند .
برخى از اهل سنت به وجوب شرعى آن معتقدند ، ولى بيشتر آنها به جواز استفاده از قياس در استنباط احكام شرعى اعتقاد دارند .
نكته :
ميان اصوليون شيعه و اهل سنت درباره حجيت قياس منصوص العلة و قياس اولويت ، اختلاف وجود ندارد ، هرچند برخى همچون مرحوم « سيد مرتضى » با حجيّت آن مخالفت كردهاند . « 1 »
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 520 .
زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 59 .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 320 .
ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 207 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 172 - 170 ) .
حجيت قياس اولويت
صحّت استناد به قياس اولويت فحواى خطاب در استنباط حكم شرعى حجيت قياس اولويت ، به معناى صحت تمسك به حكمى است كه از راه قياس اولويت ( فحواى خطاب ) به دست مىآيد و لازمه آن منجّزيت و معذّريت است .
در حجيت قياس اختلاف است :
1 . برخى از اصوليون همانند مرحوم « علامه » و گروهى از علماى عامه معتقدند قياس اولويت حجت است و از عمومات قياس ، استثنا شده است ؛
2 . گروهى بر اين باورند كه قياس اولويت حجيت ندارد و تحت عمومات نهى از قياس ، باقى است ؛
3 . مشهور اصوليون شيعه اعتقاد دارند قياس اولويت ، از ظواهر محسوب مىگردد و به اين دليل حجت است ، نه از آن رو كه قياس است .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 382 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 182 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 299 .
حجيت قياس منصوص العلة
صحّت استناد به قياس منصوص العله در استنباط حكم شرعى حجيت قياس منصوص العلة ، به معناى صحت تمسك به آن ، به منظور سرايت دادن حكم از اصل به فرع استنباط حكم شرعى فرع است ، كه لازمه آن ، منجّزيت در صورت اصابت به واقع و معذّريت در صورت عدم اصابت به واقع است .
عالمان شيعه درباره حجيت اين قياس اختلاف دارند ؛
هامش
( 1 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 268 .