ولى چون فلسفه وجوب قرائت به جهر در نماز صبح ، و به اخفات در نماز ظهر براى مكلفان روشن نيست ، تعبدى محسوب مىشود . « 2 »
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 203 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 258 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 220 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 77 .
تعداد مرجحات
تعداد مرجّحات منصوص دو خبر متعارض تعداد مرجحات ، به معناى شماره مرجحاتى است كه در برخى از اخبار و روايات به آنها اشاره شده ( مرجحات منصوص ) و باعث ترجيح و تقديم يكى از دو خبر متعارض بر ديگرى مىگردد .
تعداد مرجحاتى كه در اخبار به آنها اشاره شده ، پنج دسته مىباشد .
در كتاب « اصول الفقه » آمده است :
« ان المرجحات المدعى انها منصوص عليها فى الاخبار خمسة اصناف : الترجيح بالاحدث تاريخا و بصفات الراوى ، و بالشهرة ، و بموافقة الكتاب و بمخالفة العامة . . . » . « 1 »
نيز ر . ك : مرجحات منصوص .
حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 685 .
تعدد اسباب
ر . ك : تعدد شرط
تعدد جزا
تعدّد جزا در جملههاى شرطى با وحدت شرط تعدد جزا ، كه مقابل وحدت جزا است ، در جايى مطرح مىگردد كه جزا در جمله يا جملههاى شرطى متعدد باشد ، مانند : « ان جاء زيد فاكرمه » و « ان جاء زيد فعلّمه » كه دو جزا بر شرط ( آمدن زيد ) مترتب شده است : 1 . وجوب اكرام ؛ 2 . وجوب تعليم .
نيز ر . ك : وحدت جزا .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 484 و 490 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 121 .
شيرازى ، محمد ، الاصول ، ج 4 ، ص 106 .
تعدد زمان متيقن و مشكوك
تفاوت زمانى متعلق يقين و شك در استصحاب تعدد زمان متيقن و مشكوك ، از شرايط جريان استصحاب بوده و به اين معنا است كه زمان متعلق يقين و زمان متعلق شك با هم تفاوت دارند ؛ براى مثال ، روز جمعه به عدالت زيد يقين بوده ، ولى روز شنبه در عدالت او شك به وجود آمده است ؛ در اين مثال ، متيقن ، « عدالت زيد در روز جمعه » ، و مشكوك ، « عدالت زيد در روز شنبه » است كه از نظر زمانى باهم تفاوت دارند .
نكته :
چون بين زمان شك و يقين در استصحاب اتحاد وجود دارد ، اگر متعلق آن دو نيز اتحاد زمانى داشته باشند ، تناقض لازم مىآيد ؛ به همين خاطر ، تعدد زمان متيقن و مشكوك در آن شرط مىشود .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 25 .
كوثرانى ، محمود ، الاستصحاب فى الشريعة الاسلامية ، ص 39 .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 306 .
تعدد شرط
تعدّد شرط در جملههاى شرطى با وحدت جزا يكى از مسائلى كه در مفهوم شرط مطرح مىشود ، بحث پيرامون جمله يا جملههاى شرطيهاى است كه داراى شرط متعدد و جزاى واحد مىباشد ؛ يعنى شرطى كه موجب تحقق جزا مىگردد ، بيش از يك چيز است ، مانند : « اذا خفى الاذان فقصّر » و « اذا خفى الجدران فقصّر » . در اين دو جمله ، جزا واحد و شرط متعدد است ؛ به اين معنا كه دو سبب براى شكسته شدن نماز مسافر آورده شده است :
1 . نديدن ديوارهاى شهر ؛ 2 . نشنيدن اذان شهر .
در اينگونه جملهها ، در صورت پذيرش مفهوم داشتن جمله شرطى ، ميان مفهوم يكى با منطوق ديگرى تعارض پيش مىآيد ، زيرا در مثال ذكر شده ، ظاهر جمله اول اين است كه علت انحصارى براى شكسته شدن نماز ، نشنيدن اذان است ؛ يعنى نديدن ديوار شهر نمىتواند علت آن باشد .
اين در حالى است كه منطوق جمله دوم دلالت مىكند بر اينكه نديدن ديوار شهر ، علت شكسته شدن نماز است .
از سوى ديگر ، مفهوم جمله دوم اين است كه علت انحصارى شكسته شدن نماز ، نديدن ديوار شهر است ؛ يعنى اگر مكلف اذان را نشنيد بايد نماز را كامل بخواند ؛ درحالىكه منطوق جمله اول دلالت مىكند بر اينكه اگر اذان را نشنيد ، بايد نماز را شكسته بخواند .
براى حل تعارض ميان اين دو جمله ، دو راه پيشنهاد شده است :
1 . از ظهور جمله شرطيه در « استقلال در سببيت » ، يعنى از تمام سبب بودن آن براى جزا ، دست برداشته و گفته شود شنيدن اذان و نديدن ديوار شهر روى هم رفته علت براى قصر نماز مىباشد ؛
2 . از ظهور جمله شرطيه در « انحصار در سببيت » دست برداشته و گفته شود نشنيدن اذان يا نديدن ديوار شهر هريك به تنهايى سبب مستقل براى قصر نماز مىباشد .
هامش
( 2 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 76 .
( 1 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 223 .