تنها جلوى عموم افرادى را مىگيرد و كشف مىكند كه از اول ، حكم براى همه افراد نبوده است ، و در صورتى كه مخصص پس از زمان حاجت صادر شود ، تنها حمل بر نسخ مىگردد و كارى به عموم افرادى ندارد .
اما اگر دانسته نشد كه خاص قبل از وقت حاجت صادر شده و يا پس از آن ، هريك از تخصيص و نسخ احتمال داده مىشود ، و ترديد ميان نسخ و تخصيص به وجود مىآيد .
درباره تعارض نسخ و تخصيص ، نزد اصولىها اختلاف است كه آيا در اين مورد ، تخصيص رجحان دارد تا كلام را برآن حمل كرده و از عموم افرادى رفع يد شود يا اينكه نسخ رجحان دارد تا كلام را برآن حمل كرده و از عموم ازمانى صرفنظر گردد ؛ مشهور اصوليون معتقدند ظهور عام در عموم ازمانى قوىتر بوده و بر ظهور عام در عموم افرادى مقدم مىشود ، پس بايد از عموم افرادى دست برداشت ، و از آن به « التخصيص اولى من النسخ » تعبير مىكنند .
نسبت به اولويت داشتن تخصيص بر نسخ ، چنين استدلال شده است :
1 . التخصيص شايع و النسخ نادر و الظن يلحق الشىء بالاعم الاغلب ؛
2 . التخصيص دفع و النسخ رفع و الدفع اسهل من الرفع فيرتكب ؛
3 . التخصيص خير من المجاز و المجاز خير من النسخ و خير الخير خير ، فالتخصيص خير من النسخ . « 1 »
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 513 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 790 .
تعارض نسخ و نقل
تنافى مدلول دو احتمال نسخ و نقل در يك لفظ تعارض نسخ و نقل ، در جايى پيش مىآيد كه در يك كلام هم نسخ و هم نقل احتمال داده شود .
در صورت تعارض بين نسخ و نقل ، اصولىها به تقدم نقل بر نسخ معتقد هستند .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 98 .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد اللّه ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، ج 2 ، ص 103 .
تعارض نصوص كتاب
تنافى ميان مدلول آيات قرآن تعارض نصوص كتاب ، از اقسام تعارض ادله لفظى ، و به معناى تنافى ميان مدلول آيات قرآن مىباشد ، مانند : تعارض دو قرائت از آيه
وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ
« 1 * » كه « يطهرن » هم با تخفيف ( يطهرن ) و هم با تشديد ( يطهّرن ) خوانده شده است ، كه در صورت قرائت با تخفيف ، نزديكى با زوجه به مجرد پاك شدن از حيض جايز است ، و حال آنكه در قرائت با تشديد ، نزديكى فقط بعد از طهارت از حيض و غسل ، جايز مىباشد .
نكته :
از نظر مسلمانان ، آيات قرآن باهم تعارض ندارند و تعارض مورد بحث ، ناشى از اختلاف در قرائات يا تأويلات آيات قرآن و يا اختلاف در اسباب نزول است .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد اللّه ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، ج 2 ، ص 67 .
تعارض نص و ظاهر
تنافى ميان مدلول دليل نصّ و دليل ظاهر تعارض نص و ظاهر ، از اقسام تعارض ادله لفظى ، و به معناى تنافى ميان مدلول نص معناى آشكار كه معناى ديگرى در آن احتمال داده نمىشود و ظاهر داراى دو معنا ، يكى راجح و ديگرى مرجوح است ، مانند : تعارض عام و خاصى كه عام ، در معناى خود ظاهر ، و خاص ، در معناى خود نص است ؛ براى مثال ، جمله « اكرم العلماء » در وجوب اكرام همه علما ( اصولى ، نحوى ، صرفى و . . . ) ظهور دارد و جمله « لا بأس به ترك اكرام النحاة » در عدم وجوب اكرام نحوىها نص است .
در تعارض نص و ظاهر سه ديدگاه وجود دارد :
1 . مرحوم « شيخ انصارى » و مشهور اصولىها نص را بر ظاهر مقدم دانسته و ظاهر را توجيه مىكنند ؛
2 . گروهى معتقدند بايد قواعد باب تعارض را رعايت كرد ؛
3 . برخى ديگر ، در اين مورد تفصيلهايى دادهاند .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 438 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ص 788 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص ( 154 - 150 ) .
تعارض نص و نص
تنافى ميان مدلول دو نصّ تعارض نص و نص از اقسام تعارض ادله لفظى و به معناى تعارض دو دليل لفظى داراى مدلول قطعى مىباشد ؛ يعنى مدلول آنها به اندازهاى روشن است كه احتمال خلاف در آن راه ندارد .
اصوليون اعتقاد دارند تعارض بين دو نص قطعى الصدور معنا ندارد ، زيرا به قطع صدور دو امر متنافى از معصوم عليه السّلام منتهى مىگردد .
بنابراين ، اگر گاهى در اين موارد تعبير تعارض نص و نص به كار برده مىشود ، منظور ، تعارض اصطلاحى ( تعارض مستمر ) نيست ، بلكه مراد ، تعارض صورى و غير حقيقى است و اين دو دليل بهگونهاى باهم جمع گرديده يا تأويل مىشوند ، مثل آنكه يكى از آن دو ناسخ ديگرى باشد .
هامش
( 1 ) . محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 7 ، ص 206 .
( 1 * ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 22 .