شود ، امر به نماز ساقط نمىشود .
نيز ر . ك : واجب تعبدى ؛ تعبديات .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 276 .
امر تعيينى
طلب انجام شىء معيّن امر تعيينى ، مقابل امر تخييرى است ، و به امرى گفته مىشود كه مكلف را به انجام مأمور به مشخصى فرمان مىدهد .
به عبارت ديگر ، اگر مأمور به معين باشد و بدلى هم نداشته باشد ، امر به آن را امر تعيينى مىگويند ، مانند : امر به نماز ، روزه و بيشتر واجبات .
نيز ر . ك : امر تخييرى ؛ واجب تعيينى .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 76 .
امر توصلى
امر غير محتاج به قصد قربت هنگام امتثال امر توصلى ، مقابل امر تعبدى است و به امرى گفته مىشود كه در سقوط آن قصد قربت شرط نيست ، مانند : تطهير ظروف و لباس .
چنين امرى اگر به قصد قربت امتثال شود ، برآن ثواب مترتب مىشود ، هرچند براى سقوط آن ، قصد قربت لازم نيست .
نيز ر . ك : امر تعبدى ؛ واجب توصلى .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 276 .
امر ثانوى
امر متعلق به شىء ، بعد از عدم امكان امتثال امر واقعى اوّلى امر ثانوى ، مقابل امر اولى است و به امرى گفته مىشود كه به عناوين ثانوى تعلق مىگيرد ؛ يعنى امرى كه در حالاتى هم چون جهل به حكم واقعى ، اضطرار ، اكراه ، تقيه و ساير عناوين ثانوى ، متوجه مكلفان مىگردد ، مانند : امر به تيمم در صورت عدم دسترسى به آب براى وضو يا در صورت ضرر داشتن آب براى مكلف در آيه شريفه :
فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً .
« 1 »
امر ثانوى دوگونه است :
1 . امر ثانوى اضطرارى ، كه نوعى امر واقعى است و در مواقع اضطرار متوجه مكلف مىشود ؛
2 . امر ثانوى ظاهرى ، كه در صورت جهل و شك مكلف به حكم واقعى ، متوجه او مىگردد .
نيز ر . ك : امر اولى ؛ امر ظاهرى ؛ امر اضطرارى .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1 ، ص 298 .
ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 36 .
امر جدى
ر . ك : امر حقيقى
امر حقيقى
امر ناشى از اراده جدّى مولا به سبب مصلحت داشتن متعلق امر حقيقى ، مقابل امر صورى بوده و به امرى گفته مىشود كه اراده حقيقى مولا به ايجاد متعلق آن در خارج تعلق گرفته است ؛ به بيان ديگر ، اگر متعلق امر به سبب مصلحتدار بودن ، مطلوب حقيقى مولا باشد ، موجب تعلق اراده حقيقى و جدى مولا به ايجاد آن در خارج مىگردد و به دنبال آن ، امرى از جانب مولا صادر و به وسيله آن مكلف به سوى انجام مطلوب در خارج روانه مىشود ؛ بر خلاف امر صورى كه متعلق امر ، هيچ مصلحتى ندارد و اراده حقيقى مولا به آن تعلق نگرفته است . بر امتثال امر حقيقى ، ثواب و بر مخالفت با آن ، عقاب مرتب مىگردد .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 109 .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 115 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 172 .
امر خاص
امر متعلق به شىء خاص اگر متعلق امر ، شيئى خاص و يا مقيد به مكان و يا زمان خاصى باشد ، آن را امر خاص مىگويند ، مانند : « اقتل زيدا » يا « اكرم عمرا » يا « صم يوم الجمعة » .
نيز ر . ك : امر مقيد ؛ امر عام .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 2 ، ص 154 .
امر در مقام توهم حظر
ر . ك : امر بعد حظر
امر شرعى
امر صادرشده از سوى شارع امر شرعى ، مقابل امر عرفى است و به امرى گفته مىشود كه از سوى شارع مقدس يا كسانى كه از جانب وى تعيين شدهاند ، صادر و متوجه مكلف مىشود . اينگونه اوامر برطبق مصالح و مفاسد صادر شده و امتثال آنها موجب سعادت دنيا و آخرت ، و مخالفت با آنها موجب شقاوت است ؛ بر خلاف اوامر عرفى كه معمولا ناظر به ايجاد نظم در روابط اجتماعى است .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 128 .
فاضل تونى ، عبد اللّه بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 68 و 82 .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) ، آيه 43 .