تعلق آن به افراد ، اجتماع امر و نهى ممتنع است . « 1 »
نكته دوم :
برخى از اصولىها مثل مرحوم « محقق اصفهانى » معتقدند نزاع تعلق امر به طبيعت يا فرد ، فلسفى است ، اما برخى ديگر مانند مرحوم « امام خمينى » اعتقاد دارند نزاع عرفى است . « 2 »
نيز ر . ك : امر به افراد .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 73 و 107 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 489 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 171 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 2 ، ص 522 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 486 - 479 ) .
امر به ماده
طلب يا بعث با استفاده از ماده امر و مشتقات آن امر به ماده ، به معناى درخواست چيزى از طريق به كارگيرى ماده امر ( ا م ر ) و مشتقات آن است .
گاهى امر ، در قالب صيغه امر ، صادر مىگردد ؛ به اين بيان كه از هيئت افعل و امثال آن استفاده مىشود ، و گاهى به وسيله ماده امر و مشتقات آن بيان مىگردد ، مانند : « يأمركم » در آيه شريفه :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها .
« 1 * »
نيز ر . ك : ماده امر ؛ معانى امر .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 107 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 49 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 258 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 77 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 81 .
امر به مهم
ر . ك : امر مهم
امر پس از حظر
ر . ك : امر بعد حظر
امر تأسيسى
طلب مستقل متضمن لزوم امتثال مستقل تأسيس در لغت به معناى پى نهادن و ايجاد كردن است .
امر تأسيسى ، مقابل امر تأكيدى بوده و به معناى امرى است كه بر مطلوبى جديد دلالت نموده و امتثالى را مستقل از امتثال اوامر مشابه خود طلب مىنمايد ؛ به بيان ديگر ، در امر تأسيسى ، آمر ، خواستهاى جديد دارد ، نه اينكه قصد او تأكيد بر امر قبلى خود باشد .
از مواردى كه در اصول ، از تأسيسى يا تأكيدى بودن امر سخن به ميان آمده است ، مبحث « امر بعد امر » است كه در تأسيسى يا تأكيدى بودن امر دوم ترديد وجود دارد .
براى مثال ، اگر مولا دو بار بگويد : « صلّ » و دومى تأسيسى باشد ، خواندن دو نماز بر مكلف واجب است ، اما اگر دومى تأكيد اولى باشد يك نماز بر او واجب مىباشد .
به هنگام شك در تأكيدى يا تأسيسى بودن ، اصل اولى تأسيس است ؛ يعنى مولا در امر دوم خواستهاى جديد و غير از آنچه در امر اول طلب كرده ، دارد .
نيز ر . ك : امر بعد امر ؛ امر تأكيدى .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 87 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 512 .
امر تأكيدى
طلب تأكيدكننده طلب قبلى امر تأكيدى ، مقابل امر تأسيسى است و به امرى گفته مىشود كه مولا براى تأكيد امر قبلى ، صادر نموده است .
عالمان اصولى بهطور معمول ، بحث از تأسيس و تأكيد را در مبحث « امر بعد از امر » مطرح مىكنند ؛ به اين بيان كه آيا امر دوم ناظر به امر اول است و آن را تأكيد مىكند يا آنكه تأسيس و بيان مطلب جديد است .
نيز ر . ك : امر بعد امر ؛ امر تأسيسى .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 87 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 512 .
مختارى مازندرانى ، محمد حسين ، فرهنگ اصطلاحات اصولى ، ص 79 .
امر تبليغى
طلب ابلاغ امر به مكلّفان امر تبليغى ، از اقسام امر غير مستقيم ( امر به امر ) بوده و در جايى است كه مأمور اول فقط وظيفه ابلاغ امر آمر را به مأمور دوم برعهده دارد ؛ يعنى او فقط پيامرسان است و نقش ديگرى ندارد ، مانند اينكه نخست وزير به وزير كشور دستور دهد كه از جانب من به تمام ادارهها و سازمانها بخشنامه كن كه فلان كار را انجام دهند ؛ در اينجا وزير كشور فقط مأمور است امر نخست وزير را به رؤساى ادارات و سازمانها ( مأمور دوم ) ابلاغ كند .
تمامى دستورهاى انبيا به مكلفين ، از نوع اوامر تبليغى است . چنين اوامرى بدون ترديد ، ظهور در وجوب داشته و بر همه مكلفان پيروى از آنها لازم است .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 178 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 88 .
هامش
( 1 ) . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 342 .
( 2 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 403 .
( 1 * ) . نساء ( 4 ) ، آيه 58 .