امر ظلى
ر . ك : امر غيرى
امر عام
امر متعلق به همه افراد يا حالات يا شىء امر عام ، مقابل امر خاص بوده و عبارت است از امرى كه يا متعلق آن عام مىباشد يا بر انجام يافتن متعلق در تمامى زمانها و يا مكانها دلالت مىنمايد ، مانند : « اكرم كل عالم » كه متعلق آن عام است و بر شمول حكم « وجوب اكرام » بر همه افراد عالم دلالت مىنمايد ، و يا مانند : « صم كل يوم » كه بر وجوب روزه در تمامى ايام دلالت مىنمايد .
نيز ر . ك : امر مطلق ؛ امر خاص .
فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 2 ، ص 154 .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 319 .
امر عرفى
امر صادرشده از سوى مقام بالاتر عرفى امر عرفى ، مقابل امر شرعى بوده و به امرى گفته مىشود كه از سوى مقام بالاتر ( غير شارع ) خطاب به مقام پايينتر ، صادر مىگردد ، مثل اينكه از ناحيه مولاى عرفى به بنده خود يا پدر به فرزند يا معلم به دانشآموز يا قانونگذار به مردم يا رئيس اداره به كارمندان ، امرى صادر گردد .
اوامر عرفى بيشتر براى ايجاد و حفظ نظم در جامعه ( خانواده ، اداره ، كشور و غيره ) و تنظيم روابط افراد با يكديگر يا با دولت ، سازمانها و نهادها و غير آن صادر مىگردد و تنها هنگامى كه داراى ضمانت اجراى دولتى باشد ، نام قانون به خود مىگيرد .
به ديگر بيان ، هر امرى كه از سوى شارع و شرع نباشد ، امرى عرفى است كه ضمانت اجراى آن نيز تنها امور دنيوى ، مانند : زندان ، جريمه ، انفصال از خدمت و غيره مىباشد ؛ بر خلاف اوامر شرعى كه علاوه بر ضمانت اجراى دنيوى ، ضمانت اجراى اخروى نيز دارد .
نكته :
مباحث مربوط به شرطيت يا عدم شرطيت علو و يا استعلا ، در اوامر عرفى نيز مطرح است .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 128 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 34 .
امر عقيب استيذان
ر . ك : امر بعد استيذان
امر عقيب امر
ر . ك : امر بعد امر
امر عقيب توهم حظر
ر . ك : امر بعد حظر
امر عقيب حظر
ر . ك : امر بعد حظر
امر عينى
امر متوجه به هر مكلّف بهطور مستقل ، و بدون تأثير امتثال ساير مكلّفان امر عينى ، امرى است كه خطاب به تكتك مكلفان صادر شده و با انجام برخى ، مسئوليت انجام آن از ديگران برداشته نمىشود ، مثل : « صلّ » كه اقامه نماز را بر تكتك مكلفان واجب نموده است ، بهگونهاى كه با نماز خواندن برخى ، اين امر از عهده ديگران ساقط نمىشود .
نيز ر . ك : واجب عينى .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 76 .
امر غير تبليغى
دستور به امر كردن مكلف به مكلف ديگر امر غير تبليغى ، از اقسام امر غير مستقيم بوده و به امرى گفته مىشود كه در آن ، مأمور اول ، صرفا رساننده امر مولا به مأمور دوم نيست ، بلكه وظيفه دارد از جانب خود ، بهطور مستقل امر مولا را متوجه مأمور دوم نمايد ؛ به بيان ديگر ، صدور امر از ناحيه مأمور اول ، مطلوب مولا است ، چه به صورت طريقى و چه به صورت موضوعى .
براى مثال ، در روايتى از امام باقر عليه السّلام آمده است : « مروا صبيانكم بالصلاة اذا كانوا بنى سبع سنين » . « 1 »
در اين حديث ، امام عليه السّلام به پدرها ( مامور اول ) امر كرده فرزندان هفتساله خود ( مامور دوم ) را به خواندن نماز ، امر نمايند . در اين مثال ، صدور امر از جانب پدران چه به صورت طريقى و چه به صورت موضوعى مطلوب مولا است و غرض فقط تبليغ نيست .
نكته :
با توجه به اينكه امر غير تبليغى ، به امر طريقى و امر موضوعى تقسيم مىشود ، به هنگام شك در طريقى يا موضوعى بودن آن ، اصل اولى ، طريقى بودن است .
نيز ر . ك : امر تبليغى .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 88 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 178 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص ( 516 - 515 ) .
امر غير قار
ر . ك : امر تدريجى
هامش
( 1 ) . حر عاملى ، محمد بن حسن ، وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 12 .