خود اطلاق داشته باشد ، اما همين لفظ ممكن است نسبت به لفظ ديگرى كه دايره گستردهترى دارد ، مقيد محسوب شود .
نكته دوم :
تقابل اطلاق و تقييد از نظر مشهور اصوليون تقابل عدم و ملكه است ؛ به اين بيان كه تقييد ، ملكه و امرى وجودى است و اطلاق ، عدم ملكه ( عدم تقييد ) مىباشد .
بنابراين ، اطلاق و تقييد در امكان و استحاله متلازماند ؛ يعنى هرجا تقييد ممكن باشد ، اطلاق هم ممكن است و هرجا تقييد ممتنع باشد ، اطلاق نيز ممتنع است .
نكته سوم :
اطلاق در مفردات سبب توسعه مىشود ، ولى در مركبات سبب تقييد مىگردد ، بلكه چهبسا اطلاق جمله موجب تضييق در مفهوم مفردات آن مىشود .
براى مثال ، مقتضاى عقد بيعى كه بين دو نفر صورت مىگيرد ، اين است كه پولى كه بين خريدار و فروشنده جابجا مىشود پول رايج كشور باشد ، زيرا اطلاق صيغه عقد به عنوان يك جمله مركب چنين اقتضايى را دارد . ولى اگر عقدى نبود ، مفهوم پول اطلاق داشت و شامل پول رايج و غير رايج مىشد .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 516 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 563 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 149 .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 152 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 678 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 192 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 167 .
خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 363 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص ( 517 - 516 ) .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 246 .
اطمينان
ر . ك : قطع عرفى
اطمينان عقلايى
ر . ك : قطع عرفى
اعاده
انجام دوباره عمل عبادى در وقت مخصوص آن اعاده ، مقابل ادا و قضا و به معناى انجام دوباره عبادت در وقت مخصوص آن است ، مثل : بهجا آوردن دوباره نماز صبح توسط كسى كه در ركعات آن شك نموده است .
صاحبنظران براى اعاده ، تعريفهاى متفاوتى ارائه نمودهاند ؛ براى مثال ، « بيضاوى » ، از علماى اهل سنت ، بعد از آنكه حكم تكليفى را به اعتبارى به ادا و قضا و اعاده تقسيم مىنمايد ، مىگويد :
« الاعادة : هى ايقاع العبادة في وقتها المقدر لها شرعا مع سبقها باداء مختل ؛ اعاده به معناى انجام عبادت در مدت زمانى است كه شارع براى آن معين كرده است ، به شرط آنكه قبلا به صورت ناقص ادا شده باشد ( در زمان ادا ، در اركان يا شرايط آن خلل باشد ) » . « 1 »
اما برخى از اصولىها ، اعاده را اينگونه تعريف نمودهاند :
« الاعادة : ايقاع العبادة ثانيا مطلقا في الوقت او في خارج الوقت ؛ اعاده انجام دوباره عبادت است چه در وقت و چه در خارج آن » . « 2 » طبق اين تعريف ، اعاده شامل قضا نيز مىگردد .
نكته :
در مبحث اجزا در اصول ، محور بحث اين است كه چنان چه « مأمور به » به صورت صحيح و مطلوب بهجا آورده شود ، آيا سبب اجزا از امر آن مىشود يا نه ؛ در صورت اعتقاد به اجزا ، لازمه آن ، سقوط اعاده در وقت ، و سقوط قضا در خارج وقت است .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 43 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 67 .
خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 309 .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 185 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 108 .
عبد البر ، محمد زكى ، تقنين اصول الفقه ، ص 17 .
زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 56 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 188 و 199 .
[ اعتبار ]
اعتبار استصحاب
ر . ك : حجيت استصحاب
اعتبار استصلاح
ر . ك : حجيت مصالح مرسله
اعتبار امارات
ر . ك : حجيت امارات
اعتبار سد ذرايع
ر . ك : حجيت سد ذرايع
اعتبار سنت صحابه
ر . ك : حجيت سنت صحابه
اعتبار سيره عقلايى
ر . ك : حجيت سيره عقلا
اعتبار سيره متشرعه
ر . ك : حجيت سيره متشرعه
اعتبار شرايع سلف
ر . ك : حجيت شرايع گذشته
هامش
( 1 ) . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 79 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 82 .