براى مثال ، جايى كه علم به معناى حقيقى وجود دارد ولى ترديد شده آيا متكلم معناى حقيقى را اراده كرده است يا معناى مجازى را ، با تمسك به اصالت حقيقت ، به اراده معناى حقيقى از سوى متكلم حكم مىشود .
دليل حجيت تمسك به اصول لفظى كه يك سيره عقلايى است امضا و تأييد اين سيره از سوى شارع مىباشد .
نكته :
اصول لفظى و اصول عملى از دو نظر باهم تفاوت دارند :
1 . از نظر كاربرد : اصول عملى براى رهايى مكلف از سرگردانى در مقام عمل است ؛ اما كاربرد اصول لفظى در جايى است كه مراد گوينده روشن نباشد ؛ بنابراين ، اصول لفظى اماره مىباشد ؛
2 . از نظر جستوجو : در اصول لفظى ، لزوم جستوجو براى دفع احتمال وجود مانع ( مخصّص و مقيّد ) بعد از وجود مقتضى است ، كه همان ظهور جمله مىباشد ؛ اما جستوجو در اصول عملى ، پيرامون اثبات اصل وجود مقتضى است ، زيرا قبل از جريان اصول عملى ، مقتضى موجود نيست .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص ( 57 - 56 ) .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 54 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 35 .
سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 133 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 274 .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، ص 85 .
رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 309 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 27 .
اصول لفظى عدمى
اصول رافع شكّ در مطابقت اراده استعمالى با ظهور كلام اصول لفظى دوگونه است :
1 . اصول لفظى وجودى ، مثل : اصالت عموم ، اصالت حقيقت و اصالت ظهور ؛
2 . اصول لفظى عدمى ، مثل : اصالت عدم قرينه ، اصالت عدم تقييد و اصالت عدم تخصيص .
منشأ شك در اينكه گوينده ، خلاف ظاهر كلام خود را اراده كرده است يا نه ، دو چيز است :
أ ) شك در مطابقت اراده استعمالى با ظهور كلام ، از آن رو كه استعمال مجازى احتمال داده مىشود ؛
ب ) شك در مطابقت اصل ظهور با اراده جدى ، و در حقيقت ، شك در مطابقت اراده استعمالى با اراده جدى با قطع به تطابق اراده استعمالى و ظهور .
براى رفع شك ناشى از مطابقت اراده استعمالى با ظهور كلام ، بايد به اصول عدمى همچون : اصالت عدم قرينه ، اصالت عدم تقييد و اصالت عدم تخصيص ، تمسك نمود ؛ يعنى اصل آن است كه قرينهاى بر خلاف ظاهر نيست و تقييد و تخصيصى وجود ندارد و اراده استعمالى ، مطابق ظهور است .
و براى رفع شك در مطابقت اصل ظهور با اراده جدى ، بايد به اصول لفظى وجودى از قبيل : اصالت حقيقت ، اصالت عموم و اصالت اطلاق ، تمسك نمود . « 1 »
در مورد رجوع اصول وجودى به عدمى و يا بهعكس ، اختلاف است :
مرحوم « مظفر » به نقل از « شيخ اعظم رحمه اللّه » مىگويد : اصول لفظى وجودى به اصل واحدى كه عدمى است رجوع مىكند ، و آن اصالت عدم قرينه است ؛ يعنى اصل ، عدم وجود قرينه بر تخصيص ، تقييد و مجاز در كلام است . اما مرحوم « آخوند خراسانى » مىگويد : همه اصول وجودى به اصالت ظهور برگشت مىكند و اصالت عدم قرينه هم از باب تمسك به اصالت ظهور حجيت دارد ، زيرا عقلا به ظاهر كلام عمل مىكنند و به احتمال وجود قرينه بر خلاف آن ، اعتنا نمىكنند .
مرحوم « مظفر » مىگويد : حق اين است كه اصالت عدم قرينه ، اصل مستقلى نيست تا نزاع شود كه آيا اصالت ظهور به آن برمىگردد يا آن به اصالت ظهور . « 2 »
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 165 .
اصول لفظى وجودى
اصول رافع شك در مطابقت اصل ظهور با اراده جدّى اصول لفظى بر دو قسم است :
1 . اصول لفظى وجودى ، مثل : اصالت عموم ، اصالت حقيقت و اصالت ظهور ؛
2 . اصول لفظى عدمى ، مثل : اصالت عدم قرينه ، اصالت عدم تقييد و اصالت عدم تخصيص .
منشأ شك در اينكه متكلم خلاف ظاهر كلام خود را اراده كرده يا نه ، دو چيز است :
أ ) شك در مطابقت اراده استعمالى با ظهور كلام ، از آن رو كه استعمال مجازى احتمال داده مىشود ؛
ب ) شك در مطابقت اصل ظهور با اراده جدى ، و در حقيقت ، شك در مطابقت اراده استعمالى با اراده جدى با قطع به تطابق اراده استعمالى و ظهور .
براى رفع شك ناشى از مطابقت اصل ظهور با اراده جدى ، بايد به اصول لفظى وجودى همانند : اصالت حقيقت ، اصالت عموم و اصالت اطلاق ، تمسك نمود ، زيرا اراده جدى ، مطابق با حقيقت ، اطلاق و يا عموم است . « 1 »
هامش
( 1 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 3 ، ص ( 86 - 85 ) .
( 2 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 139 .