النار و رجل قضى بجور و هو لا يعلم ، فهو في النار و رجل قضى بالحق و هو لا يعلم ، فهو في النار و رجل قضى بالحق و هو يعلم فهو في الجنة » . « 1 »
در اين حديث ، قضات به چهار گروه تقسيم شده و سه گروه از آنها كه بدون علم ، قضاوت مىكنند ، اهل عذاب شمرده شدهاند .
2 . در حديث ديگرى آمده است : « من عمل على غير علم كان ما يفسده اكثر مما يصلحه ؛ كسى كه براى مردم فتوا بدهد ، درحالىكه علم به مسئله ندارد ، افساد او بيش از اصلاحش مىباشد » . « 2 »
و نيز آمده است : « قال ابو جعفر عليه السّلام : من افتى الناس به غير علم و لا هدى من اللّه لعنته ملائكة الرحمة و ملائكة العذاب و لحقه وزر من عمل بفتياه ؛ امام باقر عليه السّلام فرمود : كسى كه براى مردم فتوا بدهد اما دانش آن را نداشته باشد ملائكه رحمت و ملائكه عذاب او را لعنت مىكنند و گناه كسانى كه به فتواى او عمل مىكنند نيز بر دوش اوست » . « 3 »
3 . همه رواياتى كه بر حجيت اصول لفظى و عملى دلالت مىكنند هم چون « لا تنقض اليقين بالشك » ، بر حرمت عمل به ظن دلالت دارند .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 49 و 52 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص ( 217 - 216 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 188 .
اخبار وقوف
ر . ك : اخبار توقف
اخباريون
گروهى از علماى اماميه ، معتقد به حرمت اجتهاد و انحصار منابع احكام در سنت معصومين عليهم السّلام اخباريون ، گروهى از علماى اماميه هستند كه اجتهاد را حرام شمرده و تنها راه دسترسى به احكام شرع را سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان معصوم عليهم السّلام مىدانند و به همين خاطر رجوع مستقيم به قرآن و استفاده از عقل و اجماع را براى شناخت احكام جايز نمىدانند ، زيرا اعتقاد دارند قرآن را « مخاطبان آن ( من خوطب به ) مىفهمند و مخاطبان اصلى قرآن ، معصومان عليهم السّلام هستند ؛ بنابراين ، آنان مىتوانند بهطور مستقيم از قرآن بهره بگيرند ، اما ديگران ، چون مخاطب اصلى قرآن نبوده و با زبان آن آشنا نيستند ، قرآن براى آنها حجيت ندارد .
به نظر اين گروه اجماع نيز اگر بر مبناى كشف از قول معصوم عليه السّلام ، حجت باشد ، حجيت آن به سنت برمىگردد و اگر كاشف از قول معصوم عليه السّلام نباشد ، حجت نيست . حكم عقل نيز در صورتى كه داراى مبدأ حسى يا قريب به حس نباشد ، حجيت ندارد ، زيرا عقل نمىتواند فلسفه احكام و مصالح و مفاسد واقعى مسائل شرعى را درك كند .
مرام اخبارىگرى بهطور رسمى ، از اوايل قرن يازدهم هجرى و با رياست « ميرزا محمد امين استرآبادى » صاحب كتاب « الفوائد المدينة » به وجود آمد ، هرچند نشانههايى از اخبارىگرى از زمانهاى دور تر در كلمات گروهى از محدثان به چشم مىخورد . بعد از استرآبادى ، رياست اين فرقه را « شيخ يوسف بحرانى » به عهده گرفت .
استرآبادى تلاش زيادى را براى اثبات و گسترش ديدگاه و مسلك خود آغاز كرده بود و در نتيجه ، زمان زيادى نگذشت كه مرام او گسترش چشمگيرى يافت .
در عراق ، بزرگانى با موقعيت اجتماعى بالا ، به مرام او پيوستند و شهر مقدس كربلا به صورت مركز نشر اخبارىگرى و پايگاه اصلى طرفداران اين نظريه درآمد . در اين روزگار ، مجتهدان و فقهايى كه به مرام اخبارىگرى اعتقاد نداشتند ، در نظر مردم بىاعتبار و فاقد جايگاه اجتماعى بودند . همچنين ، نوع برخورد اخبارىها با مجتهدان بسيار شديد و بدبينانه بود و آنان تمام امكانات خود را براى ستيز با فقها به كار مىبردند .
اين جريان ادامه داشت تا آنكه شخصيتى چون مرحوم « وحيد بهبهانى » در صحنه مباحثات علمى ظاهر گشت و با روى كار آمدن او ، اخبارىگرى شكست خورده و منزوى گرديد .
نكته :
كلمه « اخبارى » ، بر دو معنا اطلاق مىشود :
1 . در يك كاربرد ، به معناى « محدث » است و بر كسانى هم چون « صدوق » و « كلينى » اطلاق مىشود ؛
2 . در معناى ديگر ، مقابل اصولى مىآيد و استعمال آن به اين معنا ، در زمان حاضر ، شيوع بيشترى دارد و به مرحله تبادر نيز رسيده است .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 608 .
جعفرى لنگرودى ، محمد جعفر ، ترمينولوژى حقوق ، ص 18 و 616 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، ادوار اجتهاد ، ص ( 350 - 309 ) .
محقق داماد ، مصطفى ، مباحثى از اصول فقه ، ج 2 ، ص 113 .
اختيار
ر . ك : جبر و اختيار
اخصى
قائل به حقيقى بودن استعمال مشتق در خصوص ذات متلبّس به مبدأ اشتقاق اخصّى ، مقابل اعمّى و به معناى فرد يا افرادى از عالمان اصولى است كه معتقدند مشتق ، حقيقت در خصوص ذات متلبس به مبدأ مىباشد ، نه در اعم از متلبس و ما انقضى عنه ، كه اعمىها به آن اعتقاد دارند .
هامش
( 1 ) . حر عاملى ، محمد بن حسن ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 11 .
( 2 ) . همان ، ص 12 .
( 3 ) . همان ، ص 9 .