علما ، زمامداران و كافران و فاسقان مىشود . نساء / 110 ، اعراف / 157 ، بقره / 120
إتحاد الذمه :
اگر طلبكار و بدهكار در يك شخص جمع شوند اتحاد ذمه است مانند اينكه زيد از بكر هزار تومان طلبكار باشد و زيد بميرد و تنها وارث او بكر باشد .
إتلاف :
از بين بردن مال ، ناقص كردن و يا ضرر زدن و بلااستفاده كردن آن است .
مالى را از حيز انتفاع ساقطكردن .
كه حكم آن بر دو نوع است :
1 - إتلاف مشروع 2 - غير مشروع .
متلف ( تلفكننده ) يا انسان است يا حيوان يا ابزار يا آفت آسمانى ، إتلاف يا مستقيم است يا غيرمستقيم .
إتلاف با از بين بردن اصل چيزى يا منفعت آن يا مخلوطكردن آن است و آثار آن يا پاداش است يا مجازات بدنى و يا ضمان است .
إتمام :
به انجام رسانيدن يك تعهد را إتمام گويند . قصص / 27 ، بقره / 233
إثبات :
ارائه دليل در محضر قاضى براى صحت ادعاست .
راههاى اثبات حق يا انكار آن :
1 - إقرار 2 - گواهى دادن 3 - استفاضه ( انتشار خبر ) 4 - يك گواه با سوگند 5 - سوگند 6 - خبر دادن با سوگند 7 - رد سوگند به مدعى ( خواهان ) 8 - نكول ( منصرف شدن از سوگند ) 9 - نظر كارشناسى 10 - نشانههاى قوى 11 - قرعهكشى .
محل إثبات :
1 - مال 2 - حق 3 - ماه 4 - آنچه كه تنها از جهت مدعى دانسته مىشود . بقره / 185 و 188 ، رعد / 39 ، نحل / 94 ، طلاق / 2 ، مائده / 107 ، مائده / 89 .
أثطّ :
كسى كه صورتش مو نداشته باشد ، كوسه .
إثراء :
إستغناء و ثروتمندى ، أثرى الرجل ، مرد ثروتمند شد ، الاثراء بلا سبب ، ثروت بادآورده .
إثم :
گناه ، آنچه كه بر عمل معصيت مترتب مىشود و آنچه كه مجازات بر آن مترتب مىشود .