زكات ، ضمانت ، عقود ، مجازات بدنى مؤثر است .
[ اصطلاحات فقهي ]
[ ( آ ا ) ]
آل :
در أصل أهل بوده كه هاء آن براى سهولت در تلفظ به همزه تبديل شده است ، پيرو ، سپاه ، خانواده و نزديكان . بقره / 49 و 50 ، حجر / 59
آمة :
زخمى است در سر ، كه به مغز برسد ، پوست نازكى كه مغز را مىپوشاند .
آيسه :
زنى كه عادت ماهيانه او قطع شده و اميدى به عادت ماهيانه ندارد . طلاق / 4
إباحه :
داراى دو معنى است :
1 - اجازه دادن در انجام و ترك 2 - ممنوع نبودن . در اصطلاح حكمى است كه مقتضى مخير شدن در بين انجام و يا ترك فعل است . إباحه با ملك و رخصت متفاوت است . إباحه قسمتى از هبه است كه بر مجهول هم جارى مىشود ، تو در استفاده از دارايى من آزاد هستى هرچه بخورى .
علما درباره حكم اشياء پيش از آمدن دين ، سه قول دارند : يكم :
حرام ، دوم : إباحه ، سوم : در منافع إباحه و در ضررها حرام است .
إباضيه :
فرقهاى از خوارج كه اكنون در كشور عمان هستند .
إبتداع :
بدعتگذارى ، كه در سه مورد است : در عقيده ، عبادت و عادت ، كه هركدام داراى حكمى است .
إبتياع :
از ريشهء بيع به معناى خريدن است . بقره / 254
إبتزاز :
چيزى را با زور از كسى گرفتن . دربودن
إبدال :
جايگزينكردن چيزى به جاى چيزى ديگر . نساء / 20 و 2
إبراء :
يعنى آزادكردن ديگرى از حقى كه بر ذمه او ثابت است ، إبراء با لفظ إبراء و اسقاط و هرواژهاى كه گوينده قصد برى و آزادكردن ذمه ديگرى را داشته باشد انجام مىگيرد .
أركان إبراء :
أ - مبرىء ( تبرئهكننده ) ب - مبرأ ( تبرئهشده ) ج - صيغه إبراء د - مبرأ منه . يوسف / 53