قاضى نيز شرط است .
قضاء الحق :
رد و تحويل حق به صاحبش مىباشد .
قطع :
داراى چند معنى است :
1 - باطلكردن پس از شروع 2 - جدا كردن 3 - متوقفكردن .
قطاع الطريق :
راهزنان .
قفّاز :
دستكش ، پوشيدن دستها در نماز ، در مقابل مردان ، در احرام .
قفيز :
پيمانهاى قديمى كه مقدار آن با اختلاف شهرها متفاوت است . و قفيز شرعى معادل دوازده پيمانه است كه در نزد حنفيه 344 / 40 كيلو گندم و وزن آن 39138 گرم و در نزد جمهور فقها 33 كيلو گندم است .
قلّه :
كوزه كه اگر پر از آب شود يك انسان عادى بتواند آن را حمل كند و اندازه آن در نزد شافعى يك ذراع مكعب كه 75 / 93 صاع است و معادل 429 / 96 ليتر آب است .
قلس :
مايعات يا غذايى كه از مرى به دهان برمىگردد ، اما بازگشت از معده قى ناميده مىشود .
قمار :
تعليق تملك مال توسط يكى از طرفين براساس شانس و تصادف كه اگر به جهت نيكى و احسان برگردد ميسر و گرنه قمار است ، هربازى كه اغلب شرط مىشود برنده از بازنده چيزى بگيرد .
قناع :
روسرى ، آنچه كه زن به وسيله آن سر خود را مىپوشاند .
قنوت :
دعايى است كه در حال اعتدال ركعت دوم نماز صبح و در اعتدال اخير نماز وتر در نيمه آخر رمضان و در هنگام مصيبت خوانده مىشود . اللهم اهدنى فيمن هديت .
قنيه :
نگهدارى مال براى استفاده از آن نه براى تجارت .
قوامة :
محافظت مراعات و سرپرستى . نساء / 34
محل قوامه : 1 - همسر 2 - محجور عليه 3 - اموال عمومى 4 - مال بىصاحب .
قود :
قصاص .
قول صحابى :
اجتهاد صحابى در احكام شرعى كه نص قطعى الدلالة بر حكم دلالت نكند . قول