است كه در شرايط خاصى براى سبككردن بار مكلف صورت مىگيرد . برخى گفتهاند مراد از رخصت احكام ثانويه و عزيمت احكام اوليه است .
اقسام رخصت : 1 - رخصت اسقاط كه آن هم بر دو قسم است : اسقاط فعل مانند اسقاط حضور در نماز جمعه و اسقاط شرط ، مثل صحت نماز با پيراهن نجس ، اگر غير از آن را نداشته باشد .
2 - رخصت تخفيف فعل 3 - رخصت انتقال به بدل 4 - رخصت تقديم 5 - رخصت تأخير 6 - رخصت تبديل 7 - رخصت كذب و اظهار غيرحقيقت 8 - رخصت كامل 9 - رخصت مباح 10 - رخصت واجب .
ردّ :
در ارث يعنى كمكردن أصل مسأله و زياد كردن سهم الإرث ورّاث پس رد ضد عول است .
ردّ :
نپذيرفتن يا برگرداندن به صورت اول .
اسباب ردّ : 1 - مخالفت با احكام شرع 2 - عدم اخلاص 3 - ضرر 4 - پايان مدت عقد 5 - استحقاق 6 - بطلان عقد 7 - فسخ عقد غير لازم 8 - فسخ .
ردّه :
خروج از اسلام با اعتقاد يا قول يا عمل . بقره / 217
انواع رده : 1 - رده محض 2 - رده مغلظه 3 - دين ديگرى را پذيرفتن 4 - بىدين شدن . مرتد كسى است كه به رده يا ارتداد مبادرت مىورزد .
رد مظالم :
بازگرداندن حقوق و اموال به صاحبان آنها ، خواه اينكه به حق يا به باطل گرفته شده باشند مانند رد وديعه و غصب .
رسغ :
مچ دست .
رشّ :
پاشيدن آب .
رشد :
رسيدن به سن بلوغ همراه با تصرف نيكو در مال ، و ضد آن سفه است . در نزد امام شافعى صلاح دينى و دنيوى است اما در نزد امام ابو حنيفه قدرت بر اصلاح مال و نگهدارى از آن و عدم تبذير است . نساء / 6
رشوه :
مالى كه براى ابطال حق يا احقاق باطلى داده مىشود .