تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
است كه در شرايط خاصى براى سبك‌كردن بار مكلف صورت مىگيرد . برخى گفته‌اند مراد از رخصت احكام ثانويه و عزيمت احكام اوليه است . اقسام رخصت : 1 - رخصت اسقاط كه آن هم بر دو قسم است : اسقاط فعل مانند اسقاط حضور در نماز جمعه و اسقاط شرط ، مثل صحت نماز با پيراهن نجس ، اگر غير از آن را نداشته باشد . 2 - رخصت تخفيف فعل 3 - رخصت انتقال به بدل 4 - رخصت تقديم 5 - رخصت تأخير 6 - رخصت تبديل 7 - رخصت كذب و اظهار غيرحقيقت 8 - رخصت كامل 9 - رخصت مباح 10 - رخصت واجب .

ردّ :

در ارث يعنى كم‌كردن أصل مسأله و زياد كردن سهم الإرث ورّاث پس رد ضد عول است .

ردّ :

نپذيرفتن يا برگرداندن به صورت اول . اسباب ردّ : 1 - مخالفت با احكام شرع 2 - عدم اخلاص 3 - ضرر 4 - پايان مدت عقد 5 - استحقاق 6 - بطلان عقد 7 - فسخ عقد غير لازم 8 - فسخ .

ردّه :

خروج از اسلام با اعتقاد يا قول يا عمل . بقره / 217 انواع رده : 1 - رده محض 2 - رده مغلظه 3 - دين ديگرى را پذيرفتن 4 - بىدين شدن . مرتد كسى است كه به رده يا ارتداد مبادرت مىورزد .

رد مظالم :

بازگرداندن حقوق و اموال به صاحبان آنها ، خواه اينكه به حق يا به باطل گرفته شده باشند مانند رد وديعه و غصب .

رسغ :

مچ دست .

رشّ :

پاشيدن آب .

رشد :

رسيدن به سن بلوغ همراه با تصرف نيكو در مال ، و ضد آن سفه است . در نزد امام شافعى صلاح دينى و دنيوى است اما در نزد امام ابو حنيفه قدرت بر اصلاح مال و نگهدارى از آن و عدم تبذير است . نساء / 6

رشوه :

مالى كه براى ابطال حق يا احقاق باطلى داده مىشود .