اما مالى كه براى به دست آوردن حقى داده مىشود رشوه نيست ، بلكه مصانعه است .
رضخ :
در لغت به معناى بخشش اندك است اما در اصطلاح مقدارى اندك از غنيمت است كه از سوى امام به كسانى كه جنگ بر آنها واجب نيست داده مىشود .
رغبت و ميل به انجام فعل و يا ترك فعل را گويند كه شخص از انجام فعل بدان خوشحال است .
رضاع :
مكيدن شير آدمى يا نوشيدن و بلعيدن آن . نساء / 23
رضيع :
كودك شيرخوار .
رطل :
در مصر 28 / 449 گرم در سوريه 202 / 3 كيلوگرم ، در بيروت و حلب 566 / 2 كيلوگرم است .
رطل عراقى ؛ 1428 گرم است .
رعاف :
آمدن خون از بينى .
رفادة :
مادهاى كه بر روى زخم مىگذارند و آن را مىبندند .
رقبى :
آن است كه شخصى به ديگرى مىگويد : اين خانه مال شما باشد اگر قبل از تو مردم از آن تو باشد و اگر قبل از من مردى به من برگردد ، چون هريك انتظار مرگ صاحبش را مىكشد .
رقّ :
زوال نعمت آزادى از انسان ، برده و بنده كه مملوك ديگرى است .
انواع رق : 1 - رقيق قن ، برده كامل 2 - أم الولد 3 - مدبّر 4 - مكاتب .
رقص :
به حركت درآوردن بعضى از اعضاى بدن با حركات موزون كه همراه با بلند شدن و پايين آمدن و خراميدن و تكان دادن است . و بر سه قسم است : 1 - رقص شادى 2 - رقص عبادت 3 - رقص فسق .
ركاز :
مالى كه در زير زمين يا در مكانهاى غيرمسكونى يافت شود و متعلق به قبل از اسلام باشد كه خمس آن واجب است .
ركن :
آنچه كه درستى و پايدارى چيزى به آن بستگى دارد و شرط درست بودن فعل است ، به عنوان مثال نماز بدون وجوب اركان آن صحيح نيست . وجود هرچيزى متوقف و مبتنى بر آن است . بخش اعظم چيزى كه آن چيز به وسيله آن