تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
اما مالى كه براى به دست آوردن حقى داده مىشود رشوه نيست ، بلكه مصانعه است .

رضخ :

در لغت به معناى بخشش اندك است اما در اصطلاح مقدارى اندك از غنيمت است كه از سوى امام به كسانى كه جنگ بر آنها واجب نيست داده مىشود . رغبت و ميل به انجام فعل و يا ترك فعل را گويند كه شخص از انجام فعل بدان خوشحال است .

رضاع :

مكيدن شير آدمى يا نوشيدن و بلعيدن آن . نساء / 23

رضيع :

كودك شيرخوار .

رطل :

در مصر 28 / 449 گرم در سوريه 202 / 3 كيلوگرم ، در بيروت و حلب 566 / 2 كيلوگرم است . رطل عراقى ؛ 1428 گرم است .

رعاف :

آمدن خون از بينى .

رفادة :

ماده‌اى كه بر روى زخم مىگذارند و آن را مىبندند .

رقبى :

آن است كه شخصى به ديگرى مىگويد : اين خانه مال شما باشد اگر قبل از تو مردم از آن تو باشد و اگر قبل از من مردى به من برگردد ، چون هريك انتظار مرگ صاحبش را مىكشد .

رقّ :

زوال نعمت آزادى از انسان ، برده و بنده كه مملوك ديگرى است . انواع رق : 1 - رقيق قن ، برده كامل 2 - أم الولد 3 - مدبّر 4 - مكاتب .

رقص :

به حركت درآوردن بعضى از اعضاى بدن با حركات موزون كه همراه با بلند شدن و پايين آمدن و خراميدن و تكان دادن است . و بر سه قسم است : 1 - رقص شادى 2 - رقص عبادت 3 - رقص فسق .

ركاز :

مالى كه در زير زمين يا در مكانهاى غيرمسكونى يافت شود و متعلق به قبل از اسلام باشد كه خمس آن واجب است .

ركن :

آنچه كه درستى و پايدارى چيزى به آن بستگى دارد و شرط درست بودن فعل است ، به عنوان مثال نماز بدون وجوب اركان آن صحيح نيست . وجود هرچيزى متوقف و مبتنى بر آن است . بخش اعظم چيزى كه آن چيز به وسيله آن
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 157 | جلال جلالى زاده