عالم خارج ، و آن اخص از امكان ذهنى است .
« و امكان ذهنى كه عبارت از عدم علم بود به ضرورت خارجى ، عامتر از امكان خارجى باشد . چه مقابل خاص عامتر از مقابل عام بود . پس بعضى ممكنات ذهنى در خارج ضرورى بود ، و بعضى ضروريات خارجى در ذهن ممكن بود . و به اين اعتبار ممكن ذهنى شامل ممكنات حقيقى و بعضى ضروريات باشد » ( اساس ، 131 ) .
إمكان خاصّ
( - ص 181 )
إمكان ذهنى
عدم علم به ضرورت خارجى چيزى ( - امكان خارجى ) .
« و امكان ذهنى كه عبارت از عدم علم بود به ضرورت خارجى ، عامتر از امكان خارجى باشد » ( اساس ، 131 ) .
إمكان عامّ
( - ص 179 )
أمّهات مطالب
( - مطالب علمى )
إنّ
( - برهان إنّى ص 43 ) ( - / لمّ ) .
إنتاج
نتيجه دادن مقدمات در قياس ، منتج بودن قياس ( - / عقم ) .
« شرط انتاج در اين شكل [ اول ] دو چيز است : يكى آنكه صغرى موجبه باشد ، و دوم آنكه كبرى كلى باشد » ( اساس ، 193 ) .
إنتفاء
1 - سلب شدن ، نفى شدن ( - / ثبوت ) .
« اگر ثبوت محمول موضوع را ، يا انتفايش از او ضرورى بود ، خالى نبود از آنكه مقتضى آن ضرورت يا مجرد ذات و حقيقت موضوع بود بىاعتبار امرى ، يا به اعتبار امرى ديگر » ( اساس ، 132 ) .
2 - معدوم شدن ، معدوم بودن .
« محمول وصف موضوع است و از انتفاء موصوف انتفاء صفت لازم ، پس آنچه نباشد ، از آنروى كه نباشد محال است كه او را صفتى باشد ، پس هيچ صفت بر او حمل نتوان كرد » ( درّة ، 65 ) .
إندراج
در بين مصاديق كليى داخل بودن ، مانند اندراج افراد انسان در بين افراد حيوان ، و